توزیع نذری و احسان حسینی توسط کربلایی بایرام صفوی و اطرافعلی وکیلی

در مسجد جامع روستای ارجق

 

 



تاريخ : جمعه 09 آبان 1393 | 12:24 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)

نظام اداري جايگاهي نامناسب براي تحقيقات


نويسنده: محمد مظلومي ارجق

 


    وقوع انقلاب اسلامي و حوادث و اتفاقات بعد از آن از جمله جنگ تحميلي و تحريمهاي اقتصادي مختلف كه هر از چندگاه به بهانه هايي بر كشور ما اعمال مي گردد، و از همه مهمتر اوضاع و احوال كنوني جهان كه با سرعت شتابنده اي در حال دگرگوني است، همه و همه شرايط ويژه و استثنايي را در كشورمان بوجود آورده است.به گونه اي كه كمتر يك چنين شرايطي براي ما وجود داشته است.اين شرايط ايجاب مي كند كه تصميماتي اساسي و ريشه اي در كشور اتخاذ گردد.يكي از اين تصميمات جهت دهي به امر زيربنايي تحقيقات است، به نحوي كه بتواند پاسخگوي نيازهاي روز افزون بخش اجرا و توسعه فزاينده آن در كشور باشد.نظر به اين كه تحقيقات در ابعاد كوچك انجام مي شود، و سوابق موضوع در داخل و ساير كشورهاي جهان را مطالعه كرده و مد نظر قرار مي دهد و تحت نظر اساتيد امر و با رعايت كليه ضوابط علمي انجام مي شود، به جرأت مي توان گفت ارزانترين و مطمئن ترين راه براي تصميم گيري مديران اجرايي كشور براي به اجرا رساندن پروژه هاي كلان مي باشد.البته ذكر اين نكته لازم است كه به هيچ وجه منظور از تحقيقات پيمودن دوباره راه هاي طي شده توسط كشورهاي پيشرفته نيست بلكه منظور شناخت و ايجاد تناسب و ارتباط منطقي بين اين پيشرفت ها و امكانات و پتانسيل هاي موجود در كشور است.
    
    همانگونه كه مشخص است چنانچه فرض كنيم در بخش اجرا پول حرف اول را بزند، در مؤسسه تحقيقاتي بزرگترين سرمايه، نيروي انساني ماهر و متخصص است. طبيعي است كه بكارگيري نيروي انساني با بكارگيري پول كاملاً متفاوت است و ظرافتهاي خاصي را مي طلبد و اين نيازمند ابتكارات مختلف از ناحيه مديران است، تا با افراد و روحيات مختلف برخورد مناسب و شايسته داشته باشند. در حال حاضر علاوه بر اينكه گاهاً بعضي از مديران اين گونه مؤسسات كمتربا اين مهارت آشنايي دارند، ساختار كنوني تحقيقات به گونه اي نيست كه مديران ميدان عمل وسيعي داشته باشند و بتوانند با اعمال سياستهاي لازم در نيروها ايجاد انگيزه كرده و راندمان كار را افزايش دهند. با توجه به تجربيات گذشته، نظر بر اين است كه در سيستم اداري موجود امكان افزايش بهره وري كاركنان پائين است. در اين رابطه ابهامات و سؤالات گوناگوني از قبيل موارد زير مطرح است:
    آيا در يك مؤسسه تحقيقاتي با افزايش ساعت كار مي توان به بهره وري رسيد
    آيا با فشار آوردن به كاركنان مي توان از آنها توقع كار مفيد را داشت
    آيا در يك مؤسسه تحقيقاتي كه ظاهراً همه در حال تلاشند و روزانه نامه هاي كثيري ارجاع شده و پاسخ داده مي شوند، مي توان گفت كه با بهره وري كامل در حال فعاليت است
    آيا بعضي از مديران اينگونه مؤسسات كه خود را غرق در كار مي كنند و با گذاشتن جلسات متعدد وقت را پر كرده و دير وقت به خانه مي روند و حتي بخشي از كار را نيز با خود به خانه مي برند، از بهره وري بالايي برخوردارند آيا اين نشانه بهره وري بالاي مجموعه خود است
    به طور مسلم آنچه به عنوان عاملي كليدي در امر بهره وري مورد اتفاق نظر دانشمندان مديريت است منابع انساني است چرا كه ابزار و ماشين آلات داراي سقف توليد معين و مشخص است و آن هم فقط در اثر نگهداري بهينه انسان داراي عمر مفيد بيشتري مي شود.همچنين منابع ديگر مانند پول و مواد هم در اثر تدبير و انديشه انسان است كه به حداكثر سوددهي و بهره وري مي رسد.اين موضوع در مراكز تحقيقاتي به مراتب اهميت بيشتري پيدا مي كند، چرا كه در مؤسسات تحقيقاتي اصولاً تمامي موارد به گونه اي در ارتباط مستقيم با نيروي انساني متخصص است. يعني جمع آوري، آناليز و توليد اطلاعات، همگي وابسته به انديشه محققين است. اين موضوع ضرورت تفاوت قائل شدن بين مراكز تحقيقاتي را با ساير واحدهاي توليدي آشكار مي كند و موضوع مديريت را در اين مؤسسات حساس تر مي كند چرا كه روحيه انسان شديداً تحت تأثير روابط سازماني و رفتار مديران و اهداف سازمان متبوع مي باشد، كه در صورت تقويت، كارآيي را چند برابر مي كند، و بالعكس رفتار نامناسب كارآيي را شديداً كاهش مي دهد. بديهي است قطعه آسيب ديده در ابزار توليد به محض تعميرمانند سابق شروع بكار مي كند، ولي روحيه آسيب ديده يك محقق زماني نسبتاً طولاني براي ترميم نياز دارد، و اين هم به شرطي است كه در طول اين مدت صدمات ديگري به آن وارد نشده باشد.
    يك برداشت غلط از بهره وري كه در بعضي از مؤسسات تحقيقاتي محسوس است، بكار گيري نيروي انساني به انحاي مختلف، بيش از حد زمان مورد انتظار است.در حالي كه عملاً چنين نتيجه اي هرگز حاصل نخواهد شد.زيرا انسان داراي توان كاري مشخصي است و هر گونه فشار كاري بيش از حد مجاز مي تواند نه تنها به شخص محقق كه بزرگترين سرمايه مؤسسه است لطمه بزند، بلكه يك فرد خسته هرگز قادر به افزايش بهره وري نخواهد بود.
    فاجعه مهمي كه در اين گونه مؤسسات ممكن است اتفاق بيفتد، در گير شدن كل كاركنان در مسائل حاشيه اي است و در يك چنين هياهويي هدف اصلي سازمان كمرنگ شده و يا حتي گم مي شود، و چنانچه پس از گذشت مدت زماني بازنگري صورت گيرد، مشاهده خواهد شد كه آن مؤسسه در مشكلات و پيچيدگي هاي ساختاري خود گرفتارآمده و غرق در حل كردن مسائل خود ساخته است.
    انسان در كنار كار نياز به استراحت و تفريح دارد.تفريح نياز دروني انسان است.بشر از بدو پيدايش در زمين اوقات خويش را تقسيم و نظمي در زندگي خود ايجاد كرده است.رعايت همين نظم و استفاده از اوقات او را در رسيدن به رشد و پويايي رهنمون كرده است.كار تا حدودي براي بشر حالت اجبار دارد و بدين خاطر هيچگونه نو آوري، تحول، كشف و اختراع در حين انجام وظيفه صورت نگرفته است.آنچه تمدن و تكنولوژي براي انسان به ارمغان آورده حاصل اوقات فراغت او بوده است.
    جامعه شناسان اوقات فراغت را چنين تعريف كرده اند «فراغت مجموعه اشتغالاتي است كه فرد كاملاً به رضايت خود براي استراحت و يا تفريح و يا به منظور توسعه اطلاعات، يا آموزش غير انتفاعي و مشاركت اجتماعي داوطلبانه، بعد از آزاد شدن از الزامات شغلي و خانوادگي و اجتماعي بدان مي پردازد.» با اين تعريف روشن مي شود كه انسان از نظر زماني در دو مقطع «اجبار» و «آزادي» قرار دارد، كه به نوعي مي توان آن را به «كار» و «تفريح» تعبير كرد. مشخص است كه در كار اجبار وجود دارد.اهداف از پيش تعيين شده و زمان خاصي براي شروع و خاتمه آن وجود دارد.افراد ديگري بر آن نظارت و كنترل دارند.ولي در حالت تفريح، آزادي وجود دارد، و هدف، برنامه ريزي، نظارت، و كنترل در اختيار خود فرد قرار دارد.به همين دليل كارايي بالاست، و در آن خستگي وجود ندارد.مثالي كه براي روشن شدن مطلب در اينجا مي توان آورد اين است كه كودكي كه در حالت اجبار نمي تواند به مقدار اندك راه برود، در حالت بازي اصلاً متوجه خستگي نمي شود.
    مؤسسات تحقيقاتي با توجه به ماهيت كاري آنها شديداً تحت تأثير مبحث فوق مي باشند. اصولاً در اينگونه مؤسسات به علت كيفي بودن كارها معياري براي سنجش روزانه كار وجود ندارد.در كار تحقيقاتي كار و تفريح به گونه اي با يكديگر عجين شده اند و به غير از ايجاد حالت آزادي و تفريح و نشاط در كار نمي توان انتظار افزايش بهره وري را داشت.يك محقق علاوه بر داشتن مايه هاي علمي هميشه روحيه جست و جوگر داشته و اصولاً در قالب ضوابط و اداره و ساعت كار نمي گنجد.براي او فرقي در منزل و محل كار وجود ندارد.ساعت كار و ساعت استراحت او يكي است. و بسيار اتفاق افتاده است كه پاسخ خود را نه در آزمايشگاه كه در حالت استراحت و اوقات فراغت خود يافته است.
    به خاطر همين مطلب نظام اداري، حتي در بهترين شرايط خود نيز بستر مناسبي براي محققين نيست. در شرايط كنوني كه نظام اداري ما متأثر از شرايط مختلف اجتماعي، سياسي و اقتصادي است، و از نداشتن سيستم هاي مناسب پايدار رنج مي برد وسليقه هاي مختلف مديران كه عمدتاً هم داراي عمر كوتاهي مي باشند، در آن دخيل مي باشند، موضوع را بسيار پيچيده و حاد كرده است.
    در اينجا به مواردي چند از اين معضلات اشاره مي شود:
    پراكنده كاري و انجام كارهاي متفرقه هم اكنون يكي از آفتهاي مهم تحقيقات به شمار مي رود. مؤسسات تحقيقاتي در حال حاضر به دليل دولتي بودن سيستم ناگزير خودرا ملزم به پاسخگويي به نامه هاي روزمره وزارتخانه متبوع خود و يا ساير ادارات و ارگانهاي مرتبط مي دانند، كه البته اغلب اين نامه ها هم با تشديد از طرف مديران مؤسسات با اضافه كردن الفاظي چون: فوري، آني و بسيار مهم، به محققين ارجاع داده مي شوند.طبيعي است چنانچه اين قبيل نامه ها اندك باشند، شايد مشكلي اساسي ايجاد نكند.ولي چنانچه تعداد اين قبيل نامه ها افزايش يابد، مي توان تصور كرد كه كار اصلي محققين تحت الشعاع قرار گيرد و آرامش فكري آنان را كه مستلزم يك كار تحقيقاتي است، از آنان سلب كرده و فرصت تمركز بر روي موضوعات اصلي كار خود را از آنان بگيرد.اين موضوع مي تواند از اين مرحله نيز پيش تر رفته و در اثر پيگيري ها و فشارهاي مرتب مديران و اصرار در پاسخگويي سريع و تراكم كارهاي متفرقه، به يك محيط سرشار از استرس تبديل گردد.در يك چنين محيطي سرانجام كارهاي اصلي محققين كاملاً مشخص مي باشد.
    موضوع بسيار مهم ديگري كه مي بايست به آن توجه كرد داشتن فاصله زياد تحقيقات از بخش اجراست. اين موضوع نيز به دليل متمركز بودن مؤسسات تحقيقاتي در وزارتخانه ها و دولتي بودن سيستم با وجود تمامي تلاش هايي كه اخيراً توسط مسئولان به عمل آمده است، همچنان باقي است.
    موضوع ديگري كه مي بايست يادآور شد ذكر اين مطلب است كه شايد الزامي براي به نتيجه رساندن پروژه ها وجود ندارد. همين امر باعث مي شود كه محققين آن طور كه بايد از حداكثر توان خود براي به نتيجه رساندن پروژه ها استفاده به عمل نياورند. البته در كار تحقيقاتي هيچگونه الزامي وجود ندارد كه حتماً پروژه به نتيجه مثبت برسد.ولي با اعمال سياست هايي، البته خارج از چارچوب هاي اداري مي توان تا حدودي تعهد ايجاد كرد. البته قابل ذكر است هم اكنون در مواردي محققين اين تعهد را در خود احساس مي كنند، كه عمدتاً اين موارد ناشي از انگيزه هاي شخصي مي باشند و مجموعه سيستم درآن نقشي ندارد.
    دارا بودن امتياز پست مديريتي براي اعضاي هيأت علمي در مؤسسات تحقيقاتي كه هم در ترفيع سالانه آنان مؤثر بوده و هم از نظر حكم حقوقي رقمي را براي آنان تشكيل مي دهد، منجر به اين شده است كه تمامي پست هاي مديريتي و حتي در مواردي پست هاي اداري، مالي و پشتيباني توسط اعضاي هيأت علمي اشغال شوند.هر چند كه اين موضوع از منظري در پست هاي تخصصي كاملاً منطقي و معقول مي باشد، ولي اين موضوع باعث مي شود تا توجه به مسائل بسيار مهمي كه لزوم دارا بودن شرايط ويژه مديريتي در مؤسسات تحقيقاتي ايجاب مي كند، نيز كمرنگ شده و يا ناديده گرفته شود.
    * جمعبندي:
    با توجه به مباحث مطرح شده به نظر مي رسد كه جهت گيري كلي به سمت خصوصي سازي تحقيقات در كشور امري ضروري باشد.البته بايد توجه داشت كه در حال حاضر به هيچ وجه نظر نگارنده اين نبوده است كه به يك باره كليه مراكز تحقيقاتي مي بايست به بخش خصوصي تبديل شوند، و اصلاً از اين منظر به موضوع نگاه نشده است كه اين موضوع مقوله اي جداگانه مي باشد ومتخصصين و مديران مربوطه مي بايست در اين رابطه بررسي و اظهار نظر كنند. دراين مقاله صرفاً به برخي موارد زيربنايي اشاره شده كه اصولاً با سيستم اداري ناسازگار هستند.
    
    
    محمد مظلومي ارجق
    

 



تاريخ : دوشنبه 05 آبان 1393 | 12:51 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)

 



تاريخ : شنبه 03 آبان 1393 | 15:05 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)

مراسم طشت گذاری مسجد جامع روستای ارجق

روز جمعه مورخه  02 / 08 / 1393 برگزار می شود.



تاريخ : چهارشنبه 30 مهر 1393 | 20:33 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)

حسین محبی

عبدالله سلیمانی

رحمت پورعزیز

حسن غیبی



تاريخ : چهارشنبه 30 مهر 1393 | 20:27 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)

 



تاريخ : سه‌شنبه 29 مهر 1393 | 15:27 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(5)



تاريخ : دوشنبه 28 مهر 1393 | 19:56 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)

بارش برف که از نخستین ساعات بامداد روز شنبه در منطقه مشگین شهر آغاز شد، رشته کوه های سبلان از جمله منطقه عشایر نشین آیقار را سفید پوش کرد.



تاريخ : یکشنبه 27 مهر 1393 | 22:01 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(7)

 



تاريخ : جمعه 25 مهر 1393 | 11:16 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)

آنها با همه هم سن و سال هایشان فرق می کنند؛ زمانی که بیشتر کودکان تازه شروع به راه رفتن، حرف زدن و غذاخوردن می کنند، آنها مسائل پیچیده فیزیک و ریاضی حل می کنند و زمانی که دیگر بچه ها مشغول بازی با همسن و سالان و خوش گذرانی در پارک ها هستند، آنها خودشان را برای رفتن به دانشگاه آماده می کنند. همین موضوع باعث شده است تا نام آنها به عنوان نوابغی استثنایی برایش همیشه در تاریخ ثبت شود.

جادوگر ریاضیات

http://www.uplooder.net/img/image/93/a03ad987d1902a5cd6f26102896e6f9a/01.jpg

شاکونتالا دیوی در سال 1939 در بنگلور هندوستان به دنیا آمد. در سن سه سالگی شاکونتلا آشنایی با اعداد را به وسیله بازی با کارت های ریاضی و تمرینات پدرش آغاز کرد. پس از مدت کوتاهی به او لقب کامپیوتر انسانی و جادوگر هندی ریاضیات داده شد. این استعداد او باعث شد تا حتی نامش به دلایل مختلف در کتاب گینس ثبت شود. بعضی از رکوردهای او شامل استخراج ریشه بیست و سوم 201 رقم به صورت ذهنی و توان سوم عدد 332812557 در عرض چند ثانیه می شدند. در سال 2006 او داستانی به نام سرزمین عجایب اعداد منتشر کرد که در مورد دختری بود که مجذوب اعداد شده و با آنها زندگی می کرد. این داستان بیشتر حول محور زندگی خودش می چرخید.

جوان ترین فارغ التحصیل دانشگاه

http://www.uplooder.net/img/image/96/fbdecb33aef6bb43cf754edd2849058f/02.jpg

مایکل کارنی یکی دیگر از نوابغ دنیا و اهل هاوایی است که موفق شد در سن 10 سالگی مدرک لیسانس خود را از دانشگاه آلاباما دریافت کند. پس از آن در سن 17 سالگی دومین مدرک خود را از دانشگاه واندربیلت دریافت کرد. نام او به عنوان کوچک ترین فارغ التحصیل دانشگاه حتی در کتاب گینس هم ثبت شده است. این مدارک دانشگاهی تا سن 21 سالگی به 4 مدرک رسدیه و تنها یک سال بعد او مفق به دریافت دکترا در رشته شیمی شد. در سال 2006 کارنی موفق شد در مسابقه هوش ای اوال گلدراش مبلغ یک میلیون دلار و در سال 2008 در مسابقه چه کسی می خواهد میلیونر شود، مبلغ 25 هزار دلار برنده شود. مسابقاتی که تا به حال کمتر کسی توانسته است تا مرحله پایانی آن را بگذراند. او در سنین کودکی پس از معاینات بسیار، بیش فعال شناخته شد و به همین خاطر بیشتر روز را در خانه گذرانده و مادرش دروس مختلفی را به او می آموخت. زمانی که او چهار سال داشت تست های ریاضی جان هاپکینز را بدون هیچ تمرینی حل کرد. همین باعث شد تا تمام دوران تحصیل را در عرض 2 سال گذرانده و در 6 سالگی دیپلم گرفته و وارد دانشگاه شود. کارنی یکی از نوابغی است که توانسته است در عرض چند سال، مدارک دانشگاهی مختلفی کسب کند. یکی دیگر از رکوردهای او تدریس در دانشگاه در سن 17 سالگی است.

 

 نابغه حامی محیط زیست

http://www.uplooder.net/img/image/37/44bb5d6d0f535c2da61a9604cfd73eb0/07.jpg

در حالی که تفریح بسیاری از نوجوانان 13 ساله رفتن به سینما و وقت گذرانی با دوستانشان است، کولین کارلسون آمریکایی ترجیح می دهد به کتابخانه رفته و بر معلومات خود اضافه کند. او یکی دیگر از نوابغ دنیاست که در 2 سالگی می توانست بخواند و در 11 سالگی دیپلم گرفت. او از سن 9 سالگی دروس دانشگاهی را مرور کرده و در 12 سالگی توانست به عنوان دانشجوی تمام وقت در دانشگاه کنتیکت و در رشته محیط زیست و اکولوژی مشغول به تحصیل شود. کولین در سن دو سالگی پدر خود را از دست داد. این درحالی بود که خودش نیز از بیماری آسم و آلرژی به خوراکی های مختلف رنج می برد. دلیل اصلی آسم کولین زندگی در محیط آلوده بود و به همین خاطر او تصمیم گرفت تا در این رشته تحصیل کند تا شاید کودکان دیگر دچار بیماری هایی این چنین نشوند. کولین باشگاه طرفداران محیط زیست را راه اندازی کرده و هم اکنون در آنجا مشغول به کار است. او قصد دارد تحصیلات خود را در سن 22 سالگی به اتمام رسانده و مدرک دکترای اکولوژی را دریافت کند. 

بزرگترین هنرمند قرن بیستم 

http://www.uplooder.net/img/image/42/45d8ec4bcb9c242c81a1859faa4d664f/03.jpg

پابلو پیکاسو در سال 1881 در اسپانیا به دنیا آمد. او از کودکی علاقه بسیاری به نقاشی و مجسمه سازی داشت و به خاطر اینکه پدرش نیز یک نقاش صاحب نام و مشهور در آن زمان بود با استفاده از شهرت او توانست اولین نمایشگاه خود را در سن 15 سالگی در بارسلونا برگزار کند. نقاشی ها و مجسمه های قرار داده شده در این نمایشگاه شامل تعداد زیادی از آثاری می شد که او در زمان خردسالی کشیده یا ساخته بود. البته کارهای پیکاسو در نوع خود بسیار بی نظیر بودند و این نشان از هوش و قدرت تخیل بالای او داشت. زمانی که پیکاسو 16 سال داشت، تابلوی علم و نیکوکاری او برنده مدال طلا از نمایشگاه مالاگا و نشان افتخار از نمایشگاه ملی مادرید شد. پیکاسو نقاشی هایی با سبک جدید در دنیا پایه گذاری کرد که مهم ترین آنها سبک کوبیسم است که در اوایل قرن بیستم به ثبت رسید. پیکاسو بیشتر عمر خود را در فرانسه گذراند و در سال 1973 در همان جا از دنیا رفت.

 باهوش ترین کودک دنیا

http://www.uplooder.net/img/image/98/eca1571068c2de5148885a27d95d32d1/04.jpg

ویلیام جیمز سیدیس کودک نابغه آمریکایی بود که در سال 1898 به دنیا آمد. او توانایی و استعداد بی نظیری در یادگیری زبان های خارجی و ریاضیات داشت. ضریب هوشی ویلیام بین 250 تا 300 بود و به همین خاطر به عنوان یکی از باهوش ترین افراد در دنیا شناخته می شد. زمانی که ویلیام 7 سال داشت می توانست به 8 زبان با تسلط کامل صحبت کند. در سن 8 سالگی او توانست با توسعه دادن یک جدول لگاریتمی جدید که بر مبنای عدد 12 بود استعداد خود را در زمینه ریاضیات ثابت کند. او یک سال بعد این جدول را به طور کامل در دانشگاه هاروارد توضیح داده و همین باعث شد تا در سن 11 سالگی به عنوان دانشجو در هاروارد مشغول تحصیل شده و رکورددار کوچک ترین دانشجوی این دانشگاه شود. ویلیام 5 سال بعد و در سن 16 سالگی از این دانشگاه فارغ التحصیل شد. گفته می شود که ویلیام تا زمان مرگ توانایی صحبت به 40 زبان و لهجه مختلف را داشت که البته این موضوع هرگز ثابت نشد.

 اینشتین امروزی

http://www.uplooder.net/img/image/6/e6b5256aed5b95f9f091fe4d2cb1415c/05.jpg

ژاکوب بارنت در سن 8 سالگی به عنوان دانشجو در دانشگاه ایندیانا پلیس مشغول تحصیل شد. ضریب هوشی او 170 و حتی بیشتر از آلبرت اینشتین است. به خاطر مقالات و محاسبات ارایه شده توسط بارنت او برنده آینده جایزه صلح جهانی دانسته شد. زیرا این پسر که هم اکنون 13 سال دارد، در دانشگاه به عنوان یک استاد مشغول به کار است. طبقه گفته های مادرش، بارنت توانست کتاب جبر یک و دو، هندسه، مثلثات، دیفرانسیل و انتگرال را تنها در عرض 2 هفته به طور کامل مطالعه کرده و حتی بدون داشتن مدرس بیاموزد. او در زمان ثبت نام در دانشگاه توانست مسائل فیزیک نجومی را حل کرده و تئوری نسبیت اینشتین را به طور مفصل شرح دهد.

آهنگساز شش ساله

http://www.uplooder.net/img/image/9/d93dba30676799fe777de714928415b8/06.jpg

ولفگانگ آمادئوس موتزارت در 27 ژانویه 1756 در شهر سالزبورگ اتریش به دنیا آمد. در سن سه سالگی او می توانست با تسلط کامل پیانو بنوازد و در سن شش سالگی اولین قطعه موسیقی و پس از آن اولین سمفونی را در 8 سالگی و اولین اپرایش را در 12 سالگی نوشت. هوش بسیار بالای موتزارت و استعداد به نواختن موسیقی از همان سال های اول تولد او به خوبی آشکار بود. به طوری که در سن 5 سالگی او چند قطعه موسیقی با پیانو را در دانشگاه سالزبورگ و یک سال بعد در آمفی تئاتر سلطنتی وین اجرا کرد. در همان سال ها بود که به او لقب کودک نابغه داده شد. موتزارت در سن 14 سالگی به ایتالیا سفر کرد تا کار نویسندگی اپرا را به طور حرفه ای بیاموزد. او در تمام طول عمر خود بیش از 600 قطعه موسیقی نوشت. موتزارت تنها 35 سال داشت که به خاطر ابتلا به نوعی بیماری ناشناس از دنیا رفت. بسیاری از پزشکان در مورد مرگ او تحقیقاتی انجام دادند اما هرگز دلیل اصلی مرگش مشخص نشد. بعضی آنفلوآنزا، بعضی مسمومیت با جیوه و تعدادی تب رماتیسم را دلیل بیماری موتزارت و مرگ او تنها در عرض دو هفته دانستند. موسیقی های موتزارت آن قدر تاثیرگذار هستند که تعداد زیادی از روان شناسان در مورد آن تحقیقات گسترده ای انجام داده اند. آنها معتقدند که شنیدن موسیقی موتزارت باعث افزایش هوش شده و قدرت تجسم را به طرز چشمگیری بالا می برد.

سه ساله عضو منسا

http://www.uplooder.net/img/image/75/35800571639f72d7d4f073fe38694933/08.jpg

سافرون پلگر دختر سه ساله ای است که با ضریب هوشی 140 به عنوان کوچک ترین عضو انجمن جهانی تیزهوشان، منسا، شناخته می شود. این دختر سه ساله انگلیسی با اینکه هنوز به مدرسه نرفته است اما می تواند بنویسد، بخواند، تا 50 بشمارد و مسائل ساده ریاضی را حل کند. سافرون می توانست در 18 ماهگی جملات را به طور کامل بیان کند. دنی پدر 23 ساله سافرون و یک طراح وب است. او می گوید: «ما الفبا را بدون هیچ تمرین و تنها با چندبار نشان دادن به دخترمان به او آموزش دادیم. من نمی دانم سافرون چنین هوشی را از چه کسی به ارث برده است. من و همسرم و حتی خانواده هایمان انسان های معمولی با ضریب هوشی کاملا عادی هستیم.» سافرون در مصاحبه با مدیر منسا گفت: «من می خواهم تمام روز با اسباب بازی هایم بازی کنم، ساندویچ همبرگر بخورم و نمی خواهم زودتر از موعد به مدرسه بروم.»

نوجوان حامی صلح

http://www.uplooder.net/img/image/40/9db32ea67a073469a07b4730bf870914/09.jpg

در سال 1999 پسری 10 ساله به نام گریگوری اسمیت کمک هزینه تحصیل در کالج راندالف ماکان ویرجینیا را به مبلغ 70 هزار دلار دریافت کرد. در این مدت او توانست در رشته ریاضیات و تاریخ و زیست شناسی تحصیل کند. اسمیت در سن دو سالاگی می توانست بخواند. دو سال بعد از فارغ التحصیلی اسمیت با بیل کلینتون و میخائیل گورباچف ملاقات داشته و با ارایه مقالاتی درمورد موضوعات بشردوستانه در سازمان ملل توانست 4بار نامزد دریافت جایزه صلح نوبل شود. این مقالات حاصل سفرهای او به تیمور شرقی، سائوپائولو، روآندا و کنیا بود. زمانی که اسمیت 16 سال داشت برای ادامه تحصیل در رشته ریاضیات و مهندسی فضا وارد دانشگاه ویرجینیا شد تا مدرک دکترای خود را بگیرد. او هم اکنون به عنوان مدافع و سخنگوی صلح و کودکان در سراسر دنیا شناخته می شود.

 

در حالی که تفریح بسیاری از نوجوانان 13 ساله رفتن به سینما و وقت گذرانی با دوستانشان است، کولین کارلسون آمریکایی ترجیح می دهد به کتابخانه رفته و بر معلومات خود اضافه کند. او یکی دیگر از نوابغ دنیاست که در 2 سالگی می توانست بخواند و در 11 سالگی دیپلم گرفت. او از سن 9 سالگی دروس دانشگاهی را مرور کرده و در 12 سالگی توانست به عنوان دانشجوی تمام وقت در دانشگاه کنتیکت و در رشته محیط زیست و اکولوژی مشغول به تحصیل شود. کولین در سن دو سالگی پدر خود را از دست داد. این درحالی بود که خودش نیز از بیماری آسم و آلرژی به خوراکی های مختلف رنج می برد. دلیل اصلی آسم کولین زندگی در محیط آلوده بود و به همین خاطر او تصمیم گرفت تا در این رشته تحصیل کند تا شاید کودکان دیگر دچار بیماری هایی این چنین نشوند. کولین باشگاه طرفداران محیط زیست را راه اندازی کرده و هم اکنون در آنجا مشغول به کار است. او قصد دارد تحصیلات خود را در سن 22 سالگی به اتمام رسانده و مدرک دکترای اکولوژی را دریافت کند. 

 

نابغه حامی محیط زیست 



تاريخ : پنج‌شنبه 24 مهر 1393 | 11:18 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران