پدر و پسرهای بامزه و دیدنی
 

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

 


 

 

 

0

2 SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

 

 

 

0

3 SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

 

0

4 SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

 

0

5 SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

 

0

6 SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

 

0

7 SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

 

0

8 SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

 

0

9 SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

 

0

10 SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

 

0

11 SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

 

0

12 SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

 

0

13 SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

 

0

14 SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

 

0

15 SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

 

0

16 SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

 

0

18 SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

 

0

19 SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

 

0

20 SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

 

0

21 SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

 

0

22 SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

 

0

23 SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

 

0

24 SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

 

0

25 SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

 

0

26 SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

 

0

27 SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

 

0

28 SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

 

0

29 SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون
 

0

30 SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

 

0

31 SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون
 

 



تاريخ : سه‌شنبه 22 مرداد 1392 | 09:35 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

 

 

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون



تاريخ : سه‌شنبه 22 مرداد 1392 | 09:27 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)

 

فردی که پشت در می‌بینید همان کسی است که شما در رویارویی با ...
 
تصور کنید در بیابان خشک و بی پایانی در حال راه رفتن هستید خسته،گرسنه،تشنه،پس از 5 ساعت پیاده روی......ناگهان ساختمان مجلل و با شکوهی در جلوی شما ظاهر می‌شود.
1.ساختمانی که جلوی شما ظاهر شده است چیست؟
الف-یک قصر   ب- یک موزه   ج-یک هتل   د-یک بنای مذهبی (مسجد-کلیسا-......)
2.شما از چه طریقی وارد ساختمان می‌شوید؟
الف-پنجره   ب- در        ج- بالکن        د- تونل زیر زمینی
 وقتی وارد ساختمان شدید آن را بسیار مجلل و باشکوه می یابید......ناگهان صدای در زدن می‌شنوید...در را باز می‌کنید و کسی را می‌بینید که واقعاً می‌خواستید با او باشید.
 3. آن شخص کیست؟
به گشتن ادامه می‌دهید...پلکانی را می‌بینید که به طبقه بالا می‌رود.
 4.مارپیچی است یا مستقیم؟
از پلکان بالا می‌رویم تعداد پله ها را می‌شمارید.
 5.چند پله بود؟(هر عددی از یک تا بی نهایت)
بعد وارد اتاقی می‌شوید..........
 6.دلتان می‌خواهد این اتاق چقدر بزرگ باشد؟
الف-به اندازه یک آکواریوم 
ب-به اندازه یک اتاق معمولی  
ج-به اندازه یک جنگل 
 د-به اندازه  اقیانوس آرام
 7.دلتان می‌خواهد رنگ دیوار اتاق چه باشد؟
الف-قرمز    ب-سیاه و سفید      ج- ارغوانی     د-زرد یا پرتقالی     و-رنگ های رنگین کمان
 یک میز جلوی شما ظاهر می‌شود...
8.آیا گرد- مربع- مثلث یا بدون شکل خاصی است؟
و ظرفی با 5 میوه روی آن قرار دارد: گیلاس- سیب- کیوی- طالبی-هندوانه
 9.یک میوه را انتخاب کنید.......
میوه ای که انتخاب کرده اید شما را به یاد این شخص می‌اندازد...
10.نام او را بنویسید.
 11.شما میوه را برمی‌دارید و.........
الف-بلافاصله آن را می‌خورید.
ب- قسمت کرم خورده را می‌ برید و قسمت سالمش را می‌خورید.
ج-آن را می‌برید و داخلش را می‌بینید که کرم خورده است و....بعد به خوردنش ادامه می‌دهید
د-اگر کرم خورده باشد تمامش را دور می‌اندازید
 از آن ساختمان خارج می‌شوید و 5 حیوان را می‌بینید. - آهو- اسب- دلفین- فیل- موش
12.این حیوانات را به ترتیب اولویت که برایتان دارند رده بندی کنید..
 لطفا برای مشاهده جواب تست به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه 15 مرداد 1392 | 11:44 | نویسنده : farnaz | ارسال نظر(0)


 چینی ها در دنیا به کپی کاری از محصولات مشهورند. این بار آنها نه یک برند مشهور و معروف را که یک شهر را یک جا کپی کرده اند.
 
 به گزارش ایران ویج، محله تیاندوچنگ نزدیک هانگژو پایتخت استان ژجیانگ جایی است که چند وقتی است به پاریس قلابی مشهور شده است. محله ای که می توانید در آن یک برج ایفل، طاق پیروزی و بسیاری از نماهای مشهور و معروف پاریس را ببینید. شرکت سازنده این محله که ۱۹ کیلومتر مربع مساحت دارد هدف خود را جذب توریست خارجی عنوان کرده و همین طور تازه عروس و دامادهای چینی که هزینه سفر به پاریس را ندارند هم به عنوان مخاطبان بعدی شهر خود معرفی کرده است. در پاریس چینی نزدیک به ده هزار نفر می توانند زندگی کنند.
 

 
  

  
  
  
 
 
 

 
 
 

 
 
 

 
 
 
 
  
  
  
 
 
 

 
 
 

 
 
 

 
 
 
 
  
  
  
 
 
 

 
 
 

 
 
 

 
 
 
 
  
  
  
 



تاريخ : سه‌شنبه 15 مرداد 1392 | 10:14 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)
تاريخ : دوشنبه 14 مرداد 1392 | 11:46 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)

 

به مناسبت عید سعیدفطر

جمعه وشنبه تعطیل است ؟

خبرگزاری تسنیم: در صورت تقارن عید سعید فطر با روز پنج‌شنبه (۱۷ مردادماه) تعطیلات عید با پنج‌شنبه و جمعه تقارن دارد اما در صورت رویت ماه شوال در پنج‌شنبه شب روزهای جمعه و شنبه (۱۸ و ۱۹ مردادماه) تعصیل خواهد بود.

به گزارش خبرنگاراجتماعی خبرگزاری تسنیم ،با توجه به افزایش دوروزه تعطیلی عید سعید فطر،شهروندان ومسلمانان روزه دارکشورمان درصدد گرامیداشت این روز بزرگ وعزیز هستندوبه همین خاطر باتوجه به تقارن روزهای پایانی ماه مبارک رمضان با پنجشنبه وجمعه ،این سوال دراذهان عموم شکل گرفته است که تعطیلات عید فطر درچه روزهایی است ؟
بنابه این گزارش ،با موافقت مجلس با مصوبه دولت درسال 1390مبنی بر "افزایش تعطیلی عید سعیدفطر " تعطیلی عید فطر از یک روز به دو روز افزایش یافت اما با توجه به تلاقی اول شوال با پنج‌شنبه و یا جمعه در سال جاری، باید دید تعطیلات چند روزه خواهد بود؟
گزارش خبرنگاراجتماعی خبرگزاری تسنیم حاکیست،"محمود احمدی‌نژاد" رییس‌جمهور دولت دهم "لایحه افزایش تعطیلی عید سعیدفطر " را که در جلسه یکشنبه مورخ ‌٩/ ‌٥/ ‌١٣٩٠با قید یک فوریت به تصویب هیات وزیران رسیده بود را طی تشریفات قانونی تقدیم مجلس کرد.

بر اساس این لایحه که به منظور بهره‌گیری بیشتر از برکات و فیوضات معنوی بزرگترین عید مسلمانان و بزرگداشت این عید اسلامی به تصویب هیات دولت رسیده است؛ تعطیلی عید سعید فطر به ‌٢ روز افزایش می‌یابد و در صورت تقارن روز دوم شوال با تعطیلات رسمی یا هفتگی، روز بعد از تعطیلات، تعطیل خواهد بود.

لایحه یک ماده‌ای افزایش تعطیلی عید فطر، در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی در شهریورماه 1390 با 143 رای موافق در برابر 24 رای مخالف و 7 رای ممتنع 202 نماینده حاضر در جلسه تصویب و به تائید شورای نگهبان رسید.

به موجب این قانون که توسط "علی لاریجانی" رئیس مجلس برای اجرا به رئیس جمهوری ابلاغ شد، تعطیلی عید فطر از یک روز به دو روز افزایش یافت.

*قانون افزایش تعطیلی عید سعید فطر

ماده واحده ـ عبارت «عید فطر» در ماده (1) لایحه قانونی تعیین تعطیلات رسمی کشور مصوب 8/4/1359 شورای انقلاب به عبارت «عید سعید فطر دو روز (اول و دوم شوال)» اصلاح می‌شود.

این قانون از تاریخ تصویب لازم‌الاجراء است.

قانون فوق مشتمل بر ماده واحده در جلسه علنی روز یکشنبه مورخ 6 شهریور ماه یک‌هزار و سیصد و نود مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ 7/6/1390 به تأیید شورای نگهبان رسید.

بر اساس این گزارش و با توجه به قانون مصوب مجلس شورای اسلامی؛  در صورت تقارن عید سعید فطر با روز پنج‌شنبه (17 مردادماه) تعطیلات عید با پنج‌شنبه و جمعه تقارن دارد اما در صورت رویت ماه شوال در پنج‌شنبه شب روزهای جمعه و شنبه (18 و 19 مردادماه) تعصیل خواهد بود.

انتهای پیام/

 



تاريخ : دوشنبه 14 مرداد 1392 | 11:40 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)

 

بایدها و نبایدهای روزه داری

 

 

بایدهاونبایدهای روزه داری

 

اکثر افراد مبتلا به بیماری های دستگاه گوارش در صورتی که بیماری آنها حاد و فعال نباشد می توانند روزه بگیرند.

اکثر افراد مبتلا به بیماری های دستگاه گوارش در صورتی که بیماری آنها حاد و فعال نباشد و تحت نظارت پزشک باشند ممانعتی برای روزه گرفتن ندارند.

بیمارانی که مبتلا به بیماری های دستگاه فوقانی هستند از جمله رفلاکس که ناشی از برگشت اسید از معده به مری است گرفتن روزه برای این افراد ضرری ندارد و این بیماری در بسیاری از افراد با روزه گرفتن نه تنها تشدید نمی شود بلکه نخوردن غذا باعث کاهش سوزش سردل و علائم رفلاکس می شود اما باید توجه داشت که خوردن غذای زیاد بلافاصله بعد از افطار و یا مصرف حجم زیاد غذا در سحر و یا خوابیدن به دنبال غذا خوردن می تواند باعث تشدید بیماری آنها شود.توصیه می شود بیماران مبتلا به رفلاکس به هنگام روزه گرفتن از مصرف غذای چرب بپرهیزند و بلافاصله بعد از خوردن غذا نخوابند و یا از دراز کشیدن خودداری کنند.

در بیماران مبتلا به زخم های پپتیک که شامل زخم معده و زخم اثنی عشر می شود باید گفت معمولا زخم اثنی عشر با نخوردن غذا تشدید می شود و زخم معده با خوردن غذا بدتر می شود و در اغلب موارد اگر زخم درمان شده باشد روزه داری بلامانع است اما توصیه می شود در صورتی که روزه داری موجب تشدید درد این بیماران می شود از روزه گرفتن خودداری کنند اما معمولا اگر بیماری این افراد حاد باشد و بیمار دارو مصرف کند و با دارو بیماری خود را کنترل کند روزه داری بلامانع است.

از دیگر بیماری های دستگاه گوارش فوقانی می توان به سوء هاضمه بدون زخم اشاره کرد که بعضا این بیماری با نخوردن غذا تشدید می شود و بعضا با نخوردن غذا بهتر می شود و اگر همزمان با مصرف دارو درد افراد کنترل می شود و روزه داری موجب تشدید علائم بیماری نمی شود افراد مبتلا ممانعتی برای روزه گرفتن ندارند.

دسته دیگر بیماری های دستگاه گوارش مربوط به گوارش تحتانی می شود که می توان به اسهال اشاره کرد.افرادی که مبتلا به اسهال حاد شده اند به دلیل اینکه این بیماری منجر به از دست دادن آب بدن می شود روزه داری برای این افراد ممنوع است بنابراین طی این بیماری نباید روزه گرفت اما در افرادی که مبتلا به اسهال مزمن هستند و مشکل آنها با دارو کنترل می شود می توانند روزه بگیرند.

از دیگر مشکلات دستگاه گوارش تحتانی می توان به یبوست اشاره کرد که معمولا این بیماری با روزه گرفتن و نخوردن غذا تشدید می شود توصیه ای که به این افراد می شود این است که اگر می خواهند روزه بگیرند به هنگام سحری و افطار سبزی و میوه فراوان مصرف کنند چرا که ضمن کاهش تشنگی در طول روز یبوست را کاهش می دهد.در صورتی که یبوست همراه با علائم انسدادی نیست روزه گرفتن بلامانع است.

بیماری التهابی روده ای از دیگر بیماری های دستگاه گوارش تحتانی است که روزه داری در افرادی که بیماری آنها با مصرف دارو کنترل می شود و همزمان خونریزی کنترل شده است بلامانع است نکته مهم این است که این افراد بایستی مصرف داروی خود را به هنگام سحری و افطار فراموش نکنند در غیراینصورت قطع مصرف دارو منجر به تشدید علائم بیماری می شود.

روزه گرفتن در افراد مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر در صورت تشدید علائم ممنوع است اما علائم این بیماری در بسیاری از افراد با نخوردن غذا کاهش پیدا می کند که در اینصورت روزه داری بلامانع است.

در مورد افرادی که مبتلا به بیماری های کبدی از جمله هپاتیت حاد هستند روزه داری ممنوع است و در خصوص مبتلایان به هپاتیت مزمن فعال باید گفت در صورتی که با مصرف دارو بیماری آنها کنترل می شود می توانند روزه بگیرند اما بیمارانی که مشکل کبدی در آنها منجر به سیروز کبدی و نارسایی مزمن کبدی شده است روزه گرفتن ممنوع است چرا که در صورت روزه داری کنترل آب الکترولیت های بدن به خوبی صورت نمی گیرد.

منبع:salamatnews.com

 



تاريخ : چهارشنبه 09 مرداد 1392 | 12:25 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 



تاريخ : چهارشنبه 09 مرداد 1392 | 11:59 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

 



تاريخ : چهارشنبه 09 مرداد 1392 | 11:37 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)
ماجرای باور نکردنی از غسالخانه بهشت زهرا(س)/ مرده ای که بوی گلاب می‌داد آفتاب: به گزارش خبرنگار مهر، بهشت زهرا (س) نام بزرگ‌ترین گورستان در استان تهران است. فعالیت این گورستان رسماً در سال ۱۳۴۹ خورشیدی آغاز شد و نخستین درگذشته به نام محمدتقی خیال در تاریخ 3 مرداد ماه 49 در قطعه ۱ ردیف ۱، شماره ۱ به خاک سپرده شد. گورستان بزرگ پایتخت که 40 سال از عمرش می گذرد روزانه 130 میت را در خود جای می دهد. در این میان قبرکن ها، غسال ها، مداح ها، نیروهای خدماتی و حتی نگهبانان سرباز هم با هر یک فراخور مسئولیت خود با اموات سرو کار دارند ولی غسالها بیشتر از همه سرو کارشان با میت ها است و شاید نشستن پای خاطرات آنها خالی از لطف نباشد. البته باید بالای این گزارش و خاطرات نوشت +15 ! دهان پر از "کرم" پیرزن یکی از غسال ها به نام موسوی می گوید: مدت های زیادی در بخش غسالخانه مسئول تحویل جنازه بودم. اینجا بعضی ها مسئول کشیک شب هستند تا جنازه هایی را که شب توی منزل فوت می کنند و جوازشون توسط دکتر صادر شده و شبانه به بهشت زهرا (س) حمل میشود را تحویل بگیرند. یک شب یک خانم سالمندی را آوردند که تحویل گرفتیم، فردا صبح که می خواستیم برای شستشو بفرستیم خانم های غسال گفتند که از گوشه دهان این بنده خدا کرم های ریز زنده در حرکت بود، خیلی چندش‌آور بود، از روی کنجکاوی ماجرا را برای یکی از بستگانش که کمی آرام تر بود و آدم با تجربه و دنیا دیده ای به نظر می رسید، تعریف کردم و اون بنده خدا بعد از چند بار استغفار گفت: این خانم مرحومه از بستگان ماست و یک ایراد بزرگ داشت که آدم بسیار بد دهنی بود و دائم به این و آن حرف رکیک و ناسزا می گفت و هیچ کس از زخم زبان اون در امان نبود و حتما دلیلش همین می تواند باشد. از تعجب هاج و واج مانده بودم. آرام از پیرمرد عذرخواهی کردم و به داخل برگشتم. مرده ای که بوی گلاب می داد یک بار پیرمردی را آوردند که اصلا به مرده شبیه نبود، چهره روشن و بسیار تمیز و معطری داشت. وقتی پتو را کنار زدم بوی گلاب می داد. آنقدر تمیز و معطر بود که من از مسئول غسالخانه تقاضا کردم خودم شخصا این پیرمرد را بشورم و غسل بدهم، همه بوی گلاب را موقع شستشو و وقتی که آب روی تن این پیرمرد می ریختم حس می کردند. وقتی که کار غسل و کفن تمام شد بی اختیار در نماز و تشییع این پیرمرد شرکت کردم، بیرون برای تشییع و خاکسپاری اش صحرای محشری به پا بود. از بین ناله های فرزندانش شنیدم که گویا این پیرمرد هر روزش را با قرائت زیارت عاشورا شروع می کرد. از بستگانش دقیق‌تر پرسیدم، گویی این پیرمرد به این موضوع شهره بود، آدمی که هر روزش با زیارت عاشورا شروع می شد... جنازه‌ای که سر و صدا می کرد عبدالحسین رضایی یکی از نیروهای بهشت زهرا می گوید: سال ها راننده آمبولانس بودم. یک روز رفته بودم سطح شهر که جنازه ای را به بهشت زهرا(س) منتقل کنم. خیلی برای تشییع معطلم کردند و ما را این طرف و آن طرف بردند. چندین بار جنازه را از توی ماشین درآوردند و تشییع کردند و دوباره گذاشتن توی ماشین. نزدیک ظهر بود که رضایت دادند جنازه را به بهشت زهرا(س) منتقل کنیم. در مسیر اتوبان صالح آباد داشتم رانندگی می کردم. حواسم به جلو بود که یکباره شنیدم از کابین عقب با مشت محکم می کوبند به شیشه پشت سرم. خودم نفهمیدم چطور و با ترس و عدم تعادل توقف کردم. وقتی ماشین ایستاد شنیدم یکی فریاد می زنه باز کن! باز کن! اول تصمیم گرفتم فرار کنم ولی بعد از چند ثانیه خودم را جمع و جور کردم و دستگیره را برداشتم و با وحشت آرام آرام رفتم به سمت کابین عقب و با فاصله و ترس زیاد درب عقب ماشین را باز کردم. دیدم جنازه سر جای خودش آرام و راحت خوابیده. یکباره جوانی لاغر اندام که از ترس رنگش پریده بود چالاک پرید پائین! پابه فرار گذاشت. به سمت بیابان فقط می دوید، انگار در مسابقه دو سرعت شرکت کرده بود. کمی که رفت ایستاد! برگشت به پشت سرش نگاه کرد. با اینکه خیلی دور شده بود، آهسته و با شرمندگی برگشت. در حالی که به شدت عصبانی بودم ولی خنده ام هم گرفته بود. گفتم: آخه تو این عقب چیکار می کردی؟ نگفتی من سکته می کنم؟ مگه نمی دونی سوار شدن عقب ماشین حمل جنازه ممنوعه؟ می خوای منو از نون خوردن بندازی؟ خلاصه اینکه گویا این جوان توی یکی از آن دفعه ها که جنازه را برای تشییع پیاده کرده بودن یواشکی پریده بود بالا و من متوجه نشده بودم. برای اینکه تنبیه بشه گفت: حالا تا بهشت زهرا(س) پیاده بیا تا حالت جا بیاد...! مرده توی خواب روی سنگ غسالخانه مریم آثاری نسب در بیان خاطراتش می گوید: ساعت کاری تموم شد، مثل همیشه آماده رفتن به منزل شدیم و باز مثل روزهای دیگر توی راه بازگشت به جسدهایی که در آن روز دیده بودم فکر می کردم. اون شب چون خیلی خسته بودم زود به خواب رفتم و خواب عجیبی دیدم. خانمی را که برای شستشو به غسالخانه آورده بودند، زنده بود و دست و پایش را با زنجیر بسته بودند و روی سنگ گذاشتنش و شروع به شستن کردند، فقط انگار جای سیلی و ضربه روی صورتش بود، در خواب خیلی منقلب شدم. گریه کردم و برایم خیلی عجیب بود. صبح در حالی که درگیر تعبیر این خواب در ذهنم بودم به بهشت زهرا(س) آمدم و برای کار روزانه آماده شدم. در ابتدا قبل از شروع کار برای همکارانم ماجرای خوابم را تعریف کردم. حتی اینکه آن خانم چه لباسی پوشیده بود و یا روی کدام سنگ او را می شستند. آن روز تا غروب جنازه ها را شستیم و همه چیز عادی بود. زمان استراحت شد و رفتیم برای آماده شدن و رفتن. در حال پوشیدن لباسهامون بودیم که عده ای از همکارانم رو صدا زدن که جنازه ای برای شستن آورده اند. چند لحظه ای از رفتن آنها نگذاشته بود که دیدم با تعجب و سراسیمه آمدند که آثاری، آثاری بیا همون رو که می گفتی آوردند! خشکم زد. با صدای لرزان گفتم: چه می گویید؟ چی شده؟ من، من گفتم؟ آهسته آهسته با ترس عجیب رفتم داخل غسالخانه! باور کردنی نبود، نه تنها من بلکه آن روز 14 یا 15 نفر بودیم. همه این صحنه را دیدند. روی پاهام نمی توانستم بایستم. خانمی سیلی خورده! چه می بینم! چند لحظه بعد به خودم آمدم. رفتم از اقوامش ماجرا رو بپرسم، یکی از بستگانش گفت: چند سال پیش بر اثر فشارهای روحی زیاد این بنده خدا مجنون میشه و در حالت شدید روحی قرار می گیرد.. آن را با زنجیر به تخت تیمارستان می بستند. این اواخر هم حال بدی داشت، تا اینکه خودش رو از پشت بام تیمارستان به پایین می اندازد و فوت می کند... ماجرای خیلی عجیب بود. ارتباط این بنده خدا با خواب من! گیج بودم. خودم آن را شستم و بدنش رو با برگهای قرآن پوشاندم و به نوعی تطهیرش کردم و خدا رو قسم دادم به قرآنش، که ببخشدش و بیامرزدش. وقتی که شهدا دخترم را شفا دادند یادآوری این موضوع هم من را آزار میدهد. سال 87 بود. 18 سال داشت و با سرطان دست و پنجه نرم می‌کرد. دخترم رو میگویم. خدای من! چه لحظات سنگینی بود. نمی توانستم این غصه بزرگ رو تحمل کنم. عزیزترین هدیه خداوند به من و همسرم‌، جلوی دیدگانمان داشت آب می‌شد. حتی تصورش غمگین کننده است. تمام راه‌ها را رفته بودیم. در نهایت نظر پزشک‌ها این بود که برای مداوا باید به خارج از کشور اعزام بشود. کشور آلمان رو باز به توصیه پزشک انتخاب کردیم و رایزنی‌های اولیه هم انجام شد. این روزها تقریباً همه همکارانم در سازمان بهشت زهرا(س) به خصوص آنهایی که با من تو یک اتاق و یک ساختمان کار می‌کردند مشکل من و خانوادم رو می‌دانستند، هرکسی به هر نحوی که می‌شد همدردی و همراهی می کرد و سعی داشت به من روحیه بدهد. یک روز خیلی اتفاقی آقای صادقی‌فر مسئول بخش اجرایی سازمان را دیدم. آن روز اتفاقاً از روزهای قبل خیلی حالم بدتر بود. صادقی فر حالت اضطراب و نگرانی رو در من دید کمی من را آرام کرد و روحیه داد. با آقای صادقی فر خداحافظی کردم و گفتم: من را دعا کنید. رفتم به اتاق کارم و روی صندلی پشت میزم نشستم. ساعت انگار گذر زمان رو فقط به من نشان می داد! تلفن زنگ زد، دو ساعتی از آمدنم به اتاق می‌گذشت و من متوجه نبودم بی اختیار گوشی رو بر داشتم. آقای صادقی فر بود. گفت: بعد از اینکه شما رو آشفته حال دیدم خیلی فکر کردم. یک پیشنهاد دارم. بیا همین الان بر و قطعه 24 سر مزا ر شهید "جهان آرا" و از خداوند به واسطه ایشان حاجتت رو بخواه، تقاضا کن که واسطه بشود و شفای دخترت رو از خداوند بگیرد. من فقط گوش می‌کردم باورش سخته ولی گوشی رو گذاشتم و بلند شدم. این بار انگار می‌دانستم چه می‌کنم و چه می‌خواهم. خانم سیادتی یکی از همکارام رو همراه کردم و رفتیم قطعه 24 گلزار مقدس شهدا و قبر شهید محمد جهان آ را. وای که بر من چه گذشت، آن‌لحظات و دقیقه‌ها. آنچه در دل داشتم خالی کردم و گفتم و گفتم! بی حال و بی اختیار برخاستیم و برگشتیم‌! نمی‌دانم چند ساعت با جهان آرا صحبت کردم و چه می‌خواستم فقط یادم هست که دیگر نمی‌توانستم با کسی صحبت کنم و چیزی بگویم. غروب شد و من به خانه رفتم. فقط چند روز گذشته بود که خدا دخترم رو شفا داد. خدایا شکرت، نمی‌خواهم در پایان چیزی بگویم، کسی که این خاطره رو می‌خواند خودش قضاوت می‌کند. خدایا شکرت!

تاريخ : شنبه 22 تیر 1392 | 11:49 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران