بایدها و نبایدهای روزه داری

 

 

بایدهاونبایدهای روزه داری

 

اکثر افراد مبتلا به بیماری های دستگاه گوارش در صورتی که بیماری آنها حاد و فعال نباشد می توانند روزه بگیرند.

اکثر افراد مبتلا به بیماری های دستگاه گوارش در صورتی که بیماری آنها حاد و فعال نباشد و تحت نظارت پزشک باشند ممانعتی برای روزه گرفتن ندارند.

بیمارانی که مبتلا به بیماری های دستگاه فوقانی هستند از جمله رفلاکس که ناشی از برگشت اسید از معده به مری است گرفتن روزه برای این افراد ضرری ندارد و این بیماری در بسیاری از افراد با روزه گرفتن نه تنها تشدید نمی شود بلکه نخوردن غذا باعث کاهش سوزش سردل و علائم رفلاکس می شود اما باید توجه داشت که خوردن غذای زیاد بلافاصله بعد از افطار و یا مصرف حجم زیاد غذا در سحر و یا خوابیدن به دنبال غذا خوردن می تواند باعث تشدید بیماری آنها شود.توصیه می شود بیماران مبتلا به رفلاکس به هنگام روزه گرفتن از مصرف غذای چرب بپرهیزند و بلافاصله بعد از خوردن غذا نخوابند و یا از دراز کشیدن خودداری کنند.

در بیماران مبتلا به زخم های پپتیک که شامل زخم معده و زخم اثنی عشر می شود باید گفت معمولا زخم اثنی عشر با نخوردن غذا تشدید می شود و زخم معده با خوردن غذا بدتر می شود و در اغلب موارد اگر زخم درمان شده باشد روزه داری بلامانع است اما توصیه می شود در صورتی که روزه داری موجب تشدید درد این بیماران می شود از روزه گرفتن خودداری کنند اما معمولا اگر بیماری این افراد حاد باشد و بیمار دارو مصرف کند و با دارو بیماری خود را کنترل کند روزه داری بلامانع است.

از دیگر بیماری های دستگاه گوارش فوقانی می توان به سوء هاضمه بدون زخم اشاره کرد که بعضا این بیماری با نخوردن غذا تشدید می شود و بعضا با نخوردن غذا بهتر می شود و اگر همزمان با مصرف دارو درد افراد کنترل می شود و روزه داری موجب تشدید علائم بیماری نمی شود افراد مبتلا ممانعتی برای روزه گرفتن ندارند.

دسته دیگر بیماری های دستگاه گوارش مربوط به گوارش تحتانی می شود که می توان به اسهال اشاره کرد.افرادی که مبتلا به اسهال حاد شده اند به دلیل اینکه این بیماری منجر به از دست دادن آب بدن می شود روزه داری برای این افراد ممنوع است بنابراین طی این بیماری نباید روزه گرفت اما در افرادی که مبتلا به اسهال مزمن هستند و مشکل آنها با دارو کنترل می شود می توانند روزه بگیرند.

از دیگر مشکلات دستگاه گوارش تحتانی می توان به یبوست اشاره کرد که معمولا این بیماری با روزه گرفتن و نخوردن غذا تشدید می شود توصیه ای که به این افراد می شود این است که اگر می خواهند روزه بگیرند به هنگام سحری و افطار سبزی و میوه فراوان مصرف کنند چرا که ضمن کاهش تشنگی در طول روز یبوست را کاهش می دهد.در صورتی که یبوست همراه با علائم انسدادی نیست روزه گرفتن بلامانع است.

بیماری التهابی روده ای از دیگر بیماری های دستگاه گوارش تحتانی است که روزه داری در افرادی که بیماری آنها با مصرف دارو کنترل می شود و همزمان خونریزی کنترل شده است بلامانع است نکته مهم این است که این افراد بایستی مصرف داروی خود را به هنگام سحری و افطار فراموش نکنند در غیراینصورت قطع مصرف دارو منجر به تشدید علائم بیماری می شود.

روزه گرفتن در افراد مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر در صورت تشدید علائم ممنوع است اما علائم این بیماری در بسیاری از افراد با نخوردن غذا کاهش پیدا می کند که در اینصورت روزه داری بلامانع است.

در مورد افرادی که مبتلا به بیماری های کبدی از جمله هپاتیت حاد هستند روزه داری ممنوع است و در خصوص مبتلایان به هپاتیت مزمن فعال باید گفت در صورتی که با مصرف دارو بیماری آنها کنترل می شود می توانند روزه بگیرند اما بیمارانی که مشکل کبدی در آنها منجر به سیروز کبدی و نارسایی مزمن کبدی شده است روزه گرفتن ممنوع است چرا که در صورت روزه داری کنترل آب الکترولیت های بدن به خوبی صورت نمی گیرد.

منبع:salamatnews.com

 



تاريخ : چهارشنبه 09 مرداد 1392 | 12:25 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 



تاريخ : چهارشنبه 09 مرداد 1392 | 11:59 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

 



تاريخ : چهارشنبه 09 مرداد 1392 | 11:37 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)
ماجرای باور نکردنی از غسالخانه بهشت زهرا(س)/ مرده ای که بوی گلاب می‌داد آفتاب: به گزارش خبرنگار مهر، بهشت زهرا (س) نام بزرگ‌ترین گورستان در استان تهران است. فعالیت این گورستان رسماً در سال ۱۳۴۹ خورشیدی آغاز شد و نخستین درگذشته به نام محمدتقی خیال در تاریخ 3 مرداد ماه 49 در قطعه ۱ ردیف ۱، شماره ۱ به خاک سپرده شد. گورستان بزرگ پایتخت که 40 سال از عمرش می گذرد روزانه 130 میت را در خود جای می دهد. در این میان قبرکن ها، غسال ها، مداح ها، نیروهای خدماتی و حتی نگهبانان سرباز هم با هر یک فراخور مسئولیت خود با اموات سرو کار دارند ولی غسالها بیشتر از همه سرو کارشان با میت ها است و شاید نشستن پای خاطرات آنها خالی از لطف نباشد. البته باید بالای این گزارش و خاطرات نوشت +15 ! دهان پر از "کرم" پیرزن یکی از غسال ها به نام موسوی می گوید: مدت های زیادی در بخش غسالخانه مسئول تحویل جنازه بودم. اینجا بعضی ها مسئول کشیک شب هستند تا جنازه هایی را که شب توی منزل فوت می کنند و جوازشون توسط دکتر صادر شده و شبانه به بهشت زهرا (س) حمل میشود را تحویل بگیرند. یک شب یک خانم سالمندی را آوردند که تحویل گرفتیم، فردا صبح که می خواستیم برای شستشو بفرستیم خانم های غسال گفتند که از گوشه دهان این بنده خدا کرم های ریز زنده در حرکت بود، خیلی چندش‌آور بود، از روی کنجکاوی ماجرا را برای یکی از بستگانش که کمی آرام تر بود و آدم با تجربه و دنیا دیده ای به نظر می رسید، تعریف کردم و اون بنده خدا بعد از چند بار استغفار گفت: این خانم مرحومه از بستگان ماست و یک ایراد بزرگ داشت که آدم بسیار بد دهنی بود و دائم به این و آن حرف رکیک و ناسزا می گفت و هیچ کس از زخم زبان اون در امان نبود و حتما دلیلش همین می تواند باشد. از تعجب هاج و واج مانده بودم. آرام از پیرمرد عذرخواهی کردم و به داخل برگشتم. مرده ای که بوی گلاب می داد یک بار پیرمردی را آوردند که اصلا به مرده شبیه نبود، چهره روشن و بسیار تمیز و معطری داشت. وقتی پتو را کنار زدم بوی گلاب می داد. آنقدر تمیز و معطر بود که من از مسئول غسالخانه تقاضا کردم خودم شخصا این پیرمرد را بشورم و غسل بدهم، همه بوی گلاب را موقع شستشو و وقتی که آب روی تن این پیرمرد می ریختم حس می کردند. وقتی که کار غسل و کفن تمام شد بی اختیار در نماز و تشییع این پیرمرد شرکت کردم، بیرون برای تشییع و خاکسپاری اش صحرای محشری به پا بود. از بین ناله های فرزندانش شنیدم که گویا این پیرمرد هر روزش را با قرائت زیارت عاشورا شروع می کرد. از بستگانش دقیق‌تر پرسیدم، گویی این پیرمرد به این موضوع شهره بود، آدمی که هر روزش با زیارت عاشورا شروع می شد... جنازه‌ای که سر و صدا می کرد عبدالحسین رضایی یکی از نیروهای بهشت زهرا می گوید: سال ها راننده آمبولانس بودم. یک روز رفته بودم سطح شهر که جنازه ای را به بهشت زهرا(س) منتقل کنم. خیلی برای تشییع معطلم کردند و ما را این طرف و آن طرف بردند. چندین بار جنازه را از توی ماشین درآوردند و تشییع کردند و دوباره گذاشتن توی ماشین. نزدیک ظهر بود که رضایت دادند جنازه را به بهشت زهرا(س) منتقل کنیم. در مسیر اتوبان صالح آباد داشتم رانندگی می کردم. حواسم به جلو بود که یکباره شنیدم از کابین عقب با مشت محکم می کوبند به شیشه پشت سرم. خودم نفهمیدم چطور و با ترس و عدم تعادل توقف کردم. وقتی ماشین ایستاد شنیدم یکی فریاد می زنه باز کن! باز کن! اول تصمیم گرفتم فرار کنم ولی بعد از چند ثانیه خودم را جمع و جور کردم و دستگیره را برداشتم و با وحشت آرام آرام رفتم به سمت کابین عقب و با فاصله و ترس زیاد درب عقب ماشین را باز کردم. دیدم جنازه سر جای خودش آرام و راحت خوابیده. یکباره جوانی لاغر اندام که از ترس رنگش پریده بود چالاک پرید پائین! پابه فرار گذاشت. به سمت بیابان فقط می دوید، انگار در مسابقه دو سرعت شرکت کرده بود. کمی که رفت ایستاد! برگشت به پشت سرش نگاه کرد. با اینکه خیلی دور شده بود، آهسته و با شرمندگی برگشت. در حالی که به شدت عصبانی بودم ولی خنده ام هم گرفته بود. گفتم: آخه تو این عقب چیکار می کردی؟ نگفتی من سکته می کنم؟ مگه نمی دونی سوار شدن عقب ماشین حمل جنازه ممنوعه؟ می خوای منو از نون خوردن بندازی؟ خلاصه اینکه گویا این جوان توی یکی از آن دفعه ها که جنازه را برای تشییع پیاده کرده بودن یواشکی پریده بود بالا و من متوجه نشده بودم. برای اینکه تنبیه بشه گفت: حالا تا بهشت زهرا(س) پیاده بیا تا حالت جا بیاد...! مرده توی خواب روی سنگ غسالخانه مریم آثاری نسب در بیان خاطراتش می گوید: ساعت کاری تموم شد، مثل همیشه آماده رفتن به منزل شدیم و باز مثل روزهای دیگر توی راه بازگشت به جسدهایی که در آن روز دیده بودم فکر می کردم. اون شب چون خیلی خسته بودم زود به خواب رفتم و خواب عجیبی دیدم. خانمی را که برای شستشو به غسالخانه آورده بودند، زنده بود و دست و پایش را با زنجیر بسته بودند و روی سنگ گذاشتنش و شروع به شستن کردند، فقط انگار جای سیلی و ضربه روی صورتش بود، در خواب خیلی منقلب شدم. گریه کردم و برایم خیلی عجیب بود. صبح در حالی که درگیر تعبیر این خواب در ذهنم بودم به بهشت زهرا(س) آمدم و برای کار روزانه آماده شدم. در ابتدا قبل از شروع کار برای همکارانم ماجرای خوابم را تعریف کردم. حتی اینکه آن خانم چه لباسی پوشیده بود و یا روی کدام سنگ او را می شستند. آن روز تا غروب جنازه ها را شستیم و همه چیز عادی بود. زمان استراحت شد و رفتیم برای آماده شدن و رفتن. در حال پوشیدن لباسهامون بودیم که عده ای از همکارانم رو صدا زدن که جنازه ای برای شستن آورده اند. چند لحظه ای از رفتن آنها نگذاشته بود که دیدم با تعجب و سراسیمه آمدند که آثاری، آثاری بیا همون رو که می گفتی آوردند! خشکم زد. با صدای لرزان گفتم: چه می گویید؟ چی شده؟ من، من گفتم؟ آهسته آهسته با ترس عجیب رفتم داخل غسالخانه! باور کردنی نبود، نه تنها من بلکه آن روز 14 یا 15 نفر بودیم. همه این صحنه را دیدند. روی پاهام نمی توانستم بایستم. خانمی سیلی خورده! چه می بینم! چند لحظه بعد به خودم آمدم. رفتم از اقوامش ماجرا رو بپرسم، یکی از بستگانش گفت: چند سال پیش بر اثر فشارهای روحی زیاد این بنده خدا مجنون میشه و در حالت شدید روحی قرار می گیرد.. آن را با زنجیر به تخت تیمارستان می بستند. این اواخر هم حال بدی داشت، تا اینکه خودش رو از پشت بام تیمارستان به پایین می اندازد و فوت می کند... ماجرای خیلی عجیب بود. ارتباط این بنده خدا با خواب من! گیج بودم. خودم آن را شستم و بدنش رو با برگهای قرآن پوشاندم و به نوعی تطهیرش کردم و خدا رو قسم دادم به قرآنش، که ببخشدش و بیامرزدش. وقتی که شهدا دخترم را شفا دادند یادآوری این موضوع هم من را آزار میدهد. سال 87 بود. 18 سال داشت و با سرطان دست و پنجه نرم می‌کرد. دخترم رو میگویم. خدای من! چه لحظات سنگینی بود. نمی توانستم این غصه بزرگ رو تحمل کنم. عزیزترین هدیه خداوند به من و همسرم‌، جلوی دیدگانمان داشت آب می‌شد. حتی تصورش غمگین کننده است. تمام راه‌ها را رفته بودیم. در نهایت نظر پزشک‌ها این بود که برای مداوا باید به خارج از کشور اعزام بشود. کشور آلمان رو باز به توصیه پزشک انتخاب کردیم و رایزنی‌های اولیه هم انجام شد. این روزها تقریباً همه همکارانم در سازمان بهشت زهرا(س) به خصوص آنهایی که با من تو یک اتاق و یک ساختمان کار می‌کردند مشکل من و خانوادم رو می‌دانستند، هرکسی به هر نحوی که می‌شد همدردی و همراهی می کرد و سعی داشت به من روحیه بدهد. یک روز خیلی اتفاقی آقای صادقی‌فر مسئول بخش اجرایی سازمان را دیدم. آن روز اتفاقاً از روزهای قبل خیلی حالم بدتر بود. صادقی فر حالت اضطراب و نگرانی رو در من دید کمی من را آرام کرد و روحیه داد. با آقای صادقی فر خداحافظی کردم و گفتم: من را دعا کنید. رفتم به اتاق کارم و روی صندلی پشت میزم نشستم. ساعت انگار گذر زمان رو فقط به من نشان می داد! تلفن زنگ زد، دو ساعتی از آمدنم به اتاق می‌گذشت و من متوجه نبودم بی اختیار گوشی رو بر داشتم. آقای صادقی فر بود. گفت: بعد از اینکه شما رو آشفته حال دیدم خیلی فکر کردم. یک پیشنهاد دارم. بیا همین الان بر و قطعه 24 سر مزا ر شهید "جهان آرا" و از خداوند به واسطه ایشان حاجتت رو بخواه، تقاضا کن که واسطه بشود و شفای دخترت رو از خداوند بگیرد. من فقط گوش می‌کردم باورش سخته ولی گوشی رو گذاشتم و بلند شدم. این بار انگار می‌دانستم چه می‌کنم و چه می‌خواهم. خانم سیادتی یکی از همکارام رو همراه کردم و رفتیم قطعه 24 گلزار مقدس شهدا و قبر شهید محمد جهان آ را. وای که بر من چه گذشت، آن‌لحظات و دقیقه‌ها. آنچه در دل داشتم خالی کردم و گفتم و گفتم! بی حال و بی اختیار برخاستیم و برگشتیم‌! نمی‌دانم چند ساعت با جهان آرا صحبت کردم و چه می‌خواستم فقط یادم هست که دیگر نمی‌توانستم با کسی صحبت کنم و چیزی بگویم. غروب شد و من به خانه رفتم. فقط چند روز گذشته بود که خدا دخترم رو شفا داد. خدایا شکرت، نمی‌خواهم در پایان چیزی بگویم، کسی که این خاطره رو می‌خواند خودش قضاوت می‌کند. خدایا شکرت!

تاريخ : شنبه 22 تیر 1392 | 11:49 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)
» سرویس: استان ها - اردبيل کد خبر: 92042112754 جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۲ - ۱۰:۳۶ 17580.jpg فرماندار مشگین‌ شهر گفت: خیرین مدرسه‌ ساز برای ساخت مدرسه در شهرستان مشگین شهر 43 میلیارد ریال تعهد کردند. به گزارش ایسنا، سید حمید عباداللهی فرماندار مشگین‌ شهر از آغاز احداث بزرگترین مدرسه خیرساز در این شهرستان خبرداد و افزود: این مدرسه به کمک خیر مدرسه‌ ساز عبادالله فتح‌اللهی شهردار منطقه 19 تهران احداث می‌شود که از تعهدات ششمین جشنواره خیرین مدرسه‌ ساز است. وی با بیان اینکه خیرین مدرسه‌ ساز برای ساخت مدرسه در این شهرستان 43 میلیارد ریال تعهد کردند،‌ افزود: تا مهر ماه مدرسه خیرین دو کلاسه روستای ارجق به بهره‌برداری می‌رسد. وی تصریح کرد: امیدواریم با کمک خیرین مدرسه دیگری که چند سالی است عملیات اجرایی آن شروع شده و در مرحله تکمیل است و قرار است به همت باشگاه استیل آذین و خیر تهرانی تکمیل شود، به آموزش و پرورش تحویل داده شده تا از این مجموعه بهره‌برداری لازم صورت بگیرد. عباداللهی خاطرنشان کرد: دستگاه دولتی به ویژه آموزش و پرورش با محدودیت اعتبارات خود به تنهایی قادر نیست پروژه‌های عمرانی و مدرسه‌ سازی را به سرانجام برساند که خیرین در قالب مجامع استانی و شهرستانی به کمک آموزش و پرورش آمده تا از این طریق بتوانند در امر مدرسه‌ سازی سهیم باشند. فرماندار مشگین‌ شهر اضافه کرد: ‌انتظار می‌رود بزرگ‌ ترین مدرسه خیر ساز در مشگین‌ شهر که با سرمایه‌ گذاری 14 میلیارد ریال احداث می‌شود به سرعت تکمیل شده و بهره‌برداری از آنها به موقع و مطلوب و مناسب انجام شود. وی مدرسه‌ سازی را یک کار خداپسندانه و ذخیره اخروی در تحصیل و ارتقای آموزش نسل آینده توصیف کرد و ادامه داد: ‌بیشتر خیرین دوست دارند در مناطق روستایی واحدهای آموزشی خود را احداث کنند که این نشان از اهتمام آنها به کارهای نیک و خداپسندانه و رفع محرومیت‌ها دارد. عباداللهی از جامعه خیرین به عنوان انسان‌های نیک‌ اندیش،‌ دارای قدرت و صلابت روحی،‌ روانی و حرکت‌های مثبت و تأثیرگذار یاد کرد و بیان داشت: آنچه که در این زمینه باید توجه داشته باشیم اینکه اغلب خیرین با صدق دل و صفای درون چنان در این امر نیک پافشاری می‌کنند و بر ساخت و پایان پروژه‌ها اصرار دارند که گویی این واحدها و مجموعه‌های آموزشی را برای خود احداث می‌کنند که به نظر می‌رسد این حرکت مثبت همچنان ادامه داشته باشد.

تاريخ : شنبه 22 تیر 1392 | 08:43 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)







تاريخ : یکشنبه 16 تیر 1392 | 11:27 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)

عصر ایران - تیم ملی والیبال ایران در دومین بازی اش با ایتالیا در لیگ جهانی والیبال، به سختی 3 بر 2 مغلوب این تیم شد. تصاویری از این مسابقه و حواشی آن، پیش روی شماست.


 















تاريخ : پنج‌شنبه 13 تیر 1392 | 09:02 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)
در آزمايشي ،‌ اين مار را در درون يك اتاق در بسته قرار دادند و پس از آن شاهد آن بودند كه اين مار با بلند شدن و باز كردن در بسته از اتاق فوق بيرون آمد.
ماري بانام آلبينو بيرمانيا با انجام يك كار عجيب، تعجب و در عين حال ترس خاصي را در بين جانورشناسان جهان ايجاد كرد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران ، به دنبال رفتار شناسي انواع گونه هاي مارها در جهان ، محققان جانورشناسي رفتار بسيار عجيبي را از مار 5.5 متري و در عين حال سمي آلبينو بيرمانيا مشاهده كردند.

در آزمايشي ،‌ اين مار را در درون يك اتاق در بسته قرار دادند و پس از آن شاهد آن بودند كه اين مار با بلند شدن و باز كردن در بسته از اتاق فوق بيرون آمد.

چنين رفتاري تاكنون از جانب مارها ديده نشده بود و اين موضوع موجب بروز نگراني هاي خاص در بين جانورشناسان شده ،‌ چرا كه آنها از اين بابت نگرانند كه در صورت شيوع جمعيت اين گونه از مار كنترل عدم آسيب رساني آنها بسيار دشوار خواهد شد.









تاريخ : پنج‌شنبه 13 تیر 1392 | 09:01 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)
 فرزاد حسنی و آزاده نامداری دو مجری سرشناس تلویزیون، با قرائت خطبه عقد از سوی سید حسن خمینی، پیوند زناشویی بستند.

به گزارش ایسنا، تصاویر این مراسم که کافه سینما آن را منتشر کرده، در پی می‌آید:
 












 

 


تاريخ : سه‌شنبه 11 تیر 1392 | 09:45 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)

 IranFunnyGroup.ir - گروه اينترنتي ايران فاني

 IranFunnyGroup.ir - گروه اينترنتي ايران فاني

 IranFunnyGroup.ir - گروه اينترنتي ايران فاني

  IranFunnyGroup.ir - گروه اينترنتي ايران فاني

 IranFunnyGroup.ir - گروه اينترنتي ايران فاني

 IranFunnyGroup.ir - گروه اينترنتي ايران فاني

 IranFunnyGroup.ir - گروه اينترنتي ايران فاني

  IranFunnyGroup.ir - گروه اينترنتي ايران فاني

 IranFunnyGroup.ir - گروه اينترنتي ايران فاني

  IranFunnyGroup.ir - گروه اينترنتي ايران فاني

 IranFunnyGroup.ir - گروه اينترنتي ايران فاني

 IranFunnyGroup.ir - گروه اينترنتي ايران فاني

 IranFunnyGroup.ir - گروه اينترنتي ايران فاني

 

  IranFunnyGroup.ir - گروه اينترنتي ايران فاني

 IranFunnyGroup.ir - گروه اينترنتي ايران فاني

 IranFunnyGroup.ir - گروه اينترنتي ايران فاني

 IranFunnyGroup.ir - گروه اينترنتي ايران فاني

 IranFunnyGroup.ir - گروه اينترنتي ايران فاني

 



تاريخ : سه‌شنبه 11 تیر 1392 | 07:54 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران