می توانی خوشحال باشی، چون من دختر کم توقعی هستم.
اگر می گویم باید خوش قیافه باشی، فقط به خاطر این است که همه با دیدن ما بگویند"داماد سر است!" و تو اعتماد به نفست هی بالاتر برود!
اگر می گویم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات کامل داشته باشی، فقط به این خاطر است که وقتی هر سال به مسافرت دور ایران می رویم توی ماشین خودمان بخوابیم و بی خود پول هتل ندهیم!
اگر از تو خانه می خواهم، به خاطر این است که تا آخر عمر در و دیوارآن، خاطره اش را برایم حفظ کنند و هرگوشه اش یادآور تو باشد!
اگر عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است که فرصتی به تو داده باشم تا بتوانی به من نشان بدهی چقدر مرا دوست داری!
اگر می گویم هرسال برویم یک کشور را ببینیم، فقط به خاطر این است که سالها دلم می خواست جواب این سوال را بدانم که آیا واقعا به هرکجا که روی آسمان همین رنگ است؟! اگر تو به من کمک نکنی تا جواب سوالاتم را پیدا کنم، پس چه کسی کمکم کند؟!
و بالاخره...
اگر جهیزیه چندانی با خودم نمی آورم، فقط به خاطر این است که به من ثابت شود تو مرا بدون جهیزیه سنگین هم دوست داری و عشقمان فارغ از رنگ و ریای مادیات است!
دخترها
پسرها
توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن

علامه سید محمد حسین طباطبائی صاحب تفسیر المیزان نقل کردند که: استاد ما عارف برجسته «حاج میرزا علی آقا قاضی» میگفت:
در نجف اشرف در نزدیکی منزل ما، مادر یکی از دخترهای اَفَنْدیها (سنیهای دولت عثمانی) فوت کرد.
این دختر در مرگ مادر، بسیار ضجه و گریه میکرد و جداً ناراحت بود، و با تشییع کنندگان تا کنار قبر مادر آمد و آنقدر گریه و ناله کرد که همه حاضران به گریه افتادند.
هنگامی که جنازه مادر را در میان قبر گذاشتند، دختر فریاد میزد: من از مادرم جدا نمیشوم هر چه خواستند او را آرام کنند، مفید واقع نشد؛ دیدند اگر بخواهند با اجبار دختر را از مادر جدا کنند، ممکن است جانش به خطر بیفتد. سرانجام بنا شد دختر را در قبر مادرش بخوابانند، و دختر هم پهلوی بدن مادر در قبر بماند، ولی روی قبر را از خاک انباشته نکنند، و فقط روی قبر را با تختهای بپوشانند و دریچهای هم بگذارند تا دختر نمیرد و هر وقت خواست از آن دریچه بیرون آید.
دختر در شب اول قبر، کنار مادر خوابید، فردا آمدند و سرپوش را برداشتند تا ببینند بر سر دختر چه آمده است، دیدند تمام موهای سرش سفیده شده است.
پرسیدند چرا این طور شده ای؟
در پاسخ گفت: شب کنار جنازه مادرم در قبر خوابیدم، ناگاه دیدم دو نفر از فرشتگان آمدند و در دو طرف ایستادند و شخص محترمی هم آمد و در وسط ایستاد، آن دو فرشته مشغول سؤال از عقائد مادرم شدند و او جواب میداد، سؤال از توحید نمودند، جواب درست داد، سؤال از نبوت نمودند، جواب درست داد که پیامبر من محمد بن عبدالله(صلی الله علیه و آله و سلم)است.
تا این که پرسیدند: امام تو کیست؟
آن مرد محترم که در وسط ایستاده بود گفت: «لَسْتُ لَها بِاِمامِ؛ من امام او نیستم»
در این هنگام آن دو فرشته چنان گرز بر سر مادرم زدند که آتش آن به سوی آسمان زبانه میکشید.
من بر اثر وحشت و ترس زیاد به این وضع که میبینید که همه موهای سرم سفید شده در آمدم.
مرحوم قاضی میفرمود: چون تمام طایفه آن دختر، در مذهب اهل تسنن بودند، تحت تأثیر این واقعه قرار گرفته و شیعه شدند (زیرا این واقعه با مذهب تشیع، تطبیق میکرد و آن شخصی که همراه با فرشتگان بوده و گفته بود من امام آن زن نیستم، حضرت علی (علیه السلام) بودهاند) و خود آن دختر، جلوتر از آنها به مذهب تشیع، اعتقاد پیدا کرد.
ماه من غصه چرا ؟ تو مرا داري و من هر شب و روز آرزويم همه خوشبختي توست .
ماه من ، غم و اندوه اگر هم روزي مثل باران باريد يا دل شيشه ايت به زمين خورد و شكست
با نگاهت به خدا چتر شادي وا كن كه خدا هست خدا هست خدا ...























فارس: جسد امیر علی حاتمی، قهرمان بوکس رده جوانان کشور دو شب پیش در باغی به صورت حلق آویز شده کشف شد. خسرو پور رئیس هیئت بوکس شهرستان نظر آباد گفت: امیر علی 16 ساله از قهرمانان کشور بوده و طی 2 سال گذشته در مسابقات رسمی باختی نداشته است.
وی ادامه داد: امیر علی صبح روز قبل از حادثه در تمرین حاضر شد و شرایط روحی و جسمانی مساعدی هم داشت.
وی گفت: قرار بود عصر همان روز نیز در جلسه تمرین حضور یابد اما غیبت غیر منتظره او ما را نگران کرد و بعد از ساعاتی متوجه شدیم خود را در باغی کنار منزلشان در روستای ابراهیم بیگی حلق آویز کرده است.
تحقیقات هنوز ادامه دارد و مشخص نیست امیر علی خودکشی کرده یا به قتل رسیده است.
این پارتی بمناسبت جشن تولد دختر یکی از برج سازان خارجی برپا شده بود.
تصاویری که مشاهده می فرمایید از این مراسم لهو لعب گرفته شده است.


















با نهايت تاثر و تاسف خبر درگذشت ناگهاني عليرضا احمدي فرزند مرحوم غلامعلي احمدي را به اطلاع دوستان و آشنايان ميرسانم . مرحوم عليرضا در اثر تصادف رانندگي دار فاني را وداع نمود.
از خداوند متعال براي آن مرحوم علو درجات و براي بازماندگان صبر مسئلت مي نماييم.
.: Weblog Themes By Pichak :.