پسران جوان و نوجوان در نقاطی از شهر "لفیف" کمین می کنند و با عبور رهگذران و بالاخص دختران جوان و نوجوان ، با آب به آنها حمله می کنند!

ندای انقلاب: پسران جوان و نوجوان در نقاطی از شهر "لفیف" کمین می کنند و با عبور رهگذران و بالاخص دختران جوان و نوجوان ، با آب به آنها حمله می کنند!
 


مردم در نقاط مختلف دنیا سنتها و جشنهای جالب و گاهی عجیب دارند که برخی از آنها با شوخی چند نفر با هم آغاز شده و کم کم به کل شهر و یک کشور تسری یافته است ، مانند آنچه در یکی از شهرهای کشوراوکراین برگزار شده و به "جشن آب" شهرت یافته است.

 


در این جشن که روز دوشنبه ی پس از عید پاک برگزار می شود، پسران جوان و نوجوان در نقاطی از شهر "لفیف" کمین می کنند و با عبور رهگذران و بالاخص دختران جوان و نوجوان ، با آب به آنها حمله می کنند!

 


این مراسم در چند شهر دیگر کشور اوکراین نیز در این روز برگزار می شود ، تاکنون شکایاتی در زمینه ی آزار و اذیت در هنگام برگزاری جشن و همچنین سرماخوردگی دخترانی که خیس شده اند به پلیس رسیده است، اما چون تعداد این موارد معدود بوده است ، پلیس با برگزارکنندگان این جشن برخورد نمی کند.

 



تاريخ : پنج‌شنبه 13 بهمن 1390 | 09:59 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)

 

این جنین در واقع برادر دوقلوی این کودک است که به جای رشد کردن در رحم مادرش، در شکم کودک سه ساله رشد کرده است.

در اتفاقی نادر، کودک سه ساله ای در کشور پرو، یک جنین در شکم خود نگهداری می کند.

به گزارش جذاب نیوز به نقل از شبکه آر تی روسیه، پدر " اسپاک پاکانا " بعد از گلایه فرزند سه ساله اش از درد معده، وی را به بیمارستان می برد.

پزشکان بعد از اجرای معایناتی توسط امواج مافوق صوت، دریافتند که در درون شکم این کودک، یک جنین وجود دارد. این جنین در واقع برادر دوقلوی این کودک است که به جای رشد کردن در رحم مادرش، در شکم کودک سه ساله رشد کرده است.

این مورد نادر در هر 500 هزار تولد، یک بار اتفاق می افتد.
پزشک جراح، بعد از خارج کردن جنین 25 سانتی از شکم کودک سه ساله، اعلام کرد: جنین رشد بسیار کمی در شکم " اسپاک"  داشته و وزن آن تنها یک کیلو بوده است.

 



تاريخ : پنج‌شنبه 13 بهمن 1390 | 09:54 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)
تاريخ : یکشنبه 09 بهمن 1390 | 22:25 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)


 


 


 


 


 


 


 



تاريخ : شنبه 08 بهمن 1390 | 18:24 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)



تاريخ : شنبه 08 بهمن 1390 | 18:23 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)

عکس طنز مجری بدشانس

برای دیدن بقیه تصاویر به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 07 بهمن 1390 | 22:04 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)
این دختر زمانی که سر کلاس بود ناگهان روی زمین افتاد و چند لحظه بعد در اثر خونریزی مغزی به کما رفت.

میل آنلاین: این دختر زمانی که سر کلاس بود ناگهان روی زمین افتاد و چند لحظه بعد در اثر خونریزی مغزی به کما رفت.


او در حال شوخی و خنده با دوستانش سر کلاس بود که ناگهان روی زمین افتاد. علت اصلی این اتفاق نادر هنوز مشخص نیست. این اتفاق جمعه گذشته و در یکی از شهرهای انگلستان رخ داد. کارکنان مدرسه با نیروهای امداد تماس گرفتند و این دختر سریعا به بیمارستان منتقل شد و با تشخیص خونریزی مغزی تحت عمل جراحی قرار گرفت اما متاسفانه روز بعد از عمل در بیمارستان درگذشت.


مادرش میگوید او آن روز بسیار شاد و خوشحال بوده و از همیشه سرحال تر به نظر میرسیده است.

دوستان وی با ارسال پیامهای تسلیت و ارسال دسته گل در غم از دست دادن این دختر مهربان سوگواری کردند.
 


تاريخ : جمعه 07 بهمن 1390 | 18:24 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)

ماجرای علی کریمی و دخترک گل فروش
رفتارهای متمایز کریمی نسبت به سایر فوتبالیست ها نتنها در زمین فوتبال بلکه در خارج از مستطیل سبز هم او را علاوه بر مشهور بودن به یک چهره محبوب تبدیل کرده است.
 
 

به گزارش سرویس ورزشی جام نیوز، هیچوقت یادم نمی‌رود بلوار میرداماد را به سمت خیابان شریعتی رانندگی می‌کردم. وقتی به چراغ قرمز 180 ثانیه‌ای‌اش برخورد کردم عصبی شدم. تازه از محل کارم تعطیل شده بودم و خیلی خسته بودم.
داشتم دیالوگ‌های معمولم در مورد چراغ قرمزها و ترافیک‌های تهران را زمزمه می‌کردم که کودکی رو به من کرد و گفت: «آقا فال می‌گیری» چند قدم آن طرف‌تر دخترک گلفروش با شاخه‌های لاله صدا زد: «آقا گل بخر دیگه... خواهش می‌کنم». جمله‌اش تمام نشده بود که با غرور تمام، شیشه پنجره را بالا دادم تا صدایشان را نشنوم و مزاحم نشوند! وقتی چنین برخوردی را از من دیدند بی‌خیال شدند و رفتند سراغ راننده اتومبیل کناری‌ام.
BMW بود. رنگ قرمز و مدل ماشین سبب شده بود تا از سایر ماشین‌ها متمایز گردد.
پس از چند ثانیه دیدم پسرک فالگیر با صدای بلند گفت: «بچه‌ها ... بچه‌ها بیایین علی کریمیه... بازیکن پرسپولیس...» در یک چشم به هم زدن، پنچ شش نفر از کودکان کار، دور ماشینش را گرفتند. من هم بی‌اختیار سرم را چرخاندم تا عکس‌العمل علی کریمی را ببینم. او با لبخندی دنباله‌دار از همه کودکان فال و گل و شکلات گرفت تا آنها را خوشحال کند. چراغ سبز شد و بچه‌ها هنوز بی‌خیال کریمی نشده بودند. علی کریمی که با بوق ماشین‌های پشت سرش مواجه شده بود، اتومبیلش را حرکت داد و بعد از چراغ قرمز، ماشینش را نگه داشت. من هم از روی کنجکاوی پشت سر جادوگر ایستادم.
کاپیتان پرسپولیسی‌ها از ماشین پیاده شد و دخترک گلفروش را بوسید و پسری که آدامس می‌فروخت را بغل کرد. امضا داد و تمام گل‌های لاله گلفروش را خرید و چند فال حافظ هم گرفت. برایم عجیب بود. مگر می‌توان باور کرد جادوگر که گاهی حوصله خودش را هم ندارد اینطور برخورد کند؟
دخترک گلفروش از فرط خوشحالی نمی‌دانست چکار کند و بالا و پایین می‌پرید. کریمی که دیگر نمی‌دانست چکار کند، با صدایی خش‌دار گفت: «بچه‌ها باید بروم سر تمرین. دیرم شده.» خداحافظ... خداحافظ» کودکان کار نیز با تشویق چند ثانیه‌ای علی کریمی... کریمی دوستت داریم، او را بدرقه کردند.

 

 



تاريخ : جمعه 07 بهمن 1390 | 18:21 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)

     


جشن چهل سالگی شبکه یک سیما شب گذشته (5 بهمن ماه) با حضور جمع کثیری از عوامل این شبکه در سالن همایش های برج میلاد برگزار شد و در این میان حضور بازیگران سرشناس توجه بیشتری جلب می‌کند. 

مثل اغلب این جور مراسم، این مراسم هم با حاشیه‌هایی همراه بود که فارس آن را گزارش داده است:

وقتی مهدی فرجی مدیر شبکه یک برای سخنرانی آمد، گفت: می‌گویند صحبت کردن پس از فرزاد جمشیدی خودزنی است، چون او به قدری در کار اجرا تواناست که بعد از ایشان دیگر نمی‌توان متنی خواند یا حرفی زد. البته آقای جمشیدی نمی‌خواستند به این برنامه بیایند ولی ما اصرار کردیم که بیاید تا مشخص بشود که هنرمند کیست و بی هنر کیست.

**فرجی همچنین اعلام کرد که مشروح این برنامه 20 بهمن ماه از تلویزیون پخش خواهد شد.

**گروه تواشیح، قطعه‌ای در وصف حضرت محمد(ص) اجرا می کرد و در همان زمان مانیتور بزرگ پشت سر آنها تصاویری از شهرهای مختلف ایران نظیر شیراز، زنجان، کاشان، اصفهان و ... را پخش می‌کرد.

**علی دارابی معاون سیما به دلیل کسالت در این مراسم سخنرانی نکرد.

**اقبال واحدی هنگام دریافت جایزه‌اش اعلام کرد زمانی که خانه را برای تهیه برنامه‌ها ترک می‌کنم، همسرم به عنوان یک سنگربان ضمن حمایت از من کاشانه‌مان را حفظ می‌کند و از آنجایی که من آدم زن‌ذلیلی هستم، همین جا از او تشکر می‌کنم.

**بهروز شفیعی نیز تصریح کرد: بهترین سال‌های زندگی‌ام را در تلویزیون سپری کرده‌ام و هر چه دارم از این شبکه است.

**محمدرضا شهیدی‌فرد هنگام دریافت جایزه اش گفت: می‌دانم باور نمی‌کنید، ولی الحمدالله حالم خوب است.

**شعله قهرمانی نیز اظهار داشت: اینکه به یک خانم بگویند «پیشکسوت» دردناک است اما وقتی در کنار اساتید قرار می گیرم برایم لذت بخش است. او از همسر و فرزندانش برای همراهی طی این سال‌ها قدردانی کرد.

**امیر جعفری دو بار به روی سن آمد. دفعه اول وقتی بود که فرزاد جمشیدی نام او را برد و جعفری با استقبال بسیاری از سوی مخاطبان مواجه شد. جعفری وقتی پشت میکروفن قرار گرفت گفت: قیافه ندارم ولی قد بلندی دارم. البته من الان هول شده‌ام. آقای جمشیدی هر کاری ما کرده ایم حفظ است. قلبم می‌زند. 

جعفری در ادامه خطاب به سیروس مقدم عنوان داشت: از آقای مقدم تشکر می‌کنم. او سلطان بی چون و چرا و آقای کارگردان تلویزیون است.

**زمانی که نام مادران شهیدان بزرگوار عباس بابایی و حسن باقری برده شد، تمام حاضران در مراسم به احترام این بزرگان ایستادند و دقایقی متمادی این عزیزان را تشویق کردند.

**رسول صدر عاملی زمان دریافت هدیه اش گفت: سه فیلمی که کار کرده‌ام، به حال زائر می پردازد. زیارت نکته مهمی دارد، یعنی از اول تا آخر انسان تر شوی و وقتی به مقصد رسیدی اول برای دیگران دعا کنی.

**زمانی که نام ابراهیم حاتمی‌کیا به عنوان یکی از پیشکسوتان شبکه یک برده شد، او در ردیف اول نشسته بود و برای رفتن به روی سن بدون اینکه زحمت بالا رفتن از پله ها را بکشد، در حرکتی غافل‌گیر کننده از پایین به روی سن پرید، البته گویا این حرکت او به مذاق پیشکسوتان دیگر هم خوش آمد و سیدضیاءالدین دری و علیرضا خمسه نیز همین کار را تکرار کردند.

**یدالله صمدی که این روزها سریال شوق پرواز به کارگردانی او از شبکه یک پخش می شود، نیز گفت: از خداوند تشکر می‌کنم که مرا لایق ساخت این سریال دانست. از روح عباس بابایی هم که مرا برای ساخت شوق پرواز دعوت کرد، تشکر می کنم.

**مسعود رایگان در سخنانی گفت: «ایبسن» نمایشنامه‌نویس معروف معتقد است که خداوند محبت است، پس به نام محبت.

**محمد کاسبی هم عنوان داشت: امیدوارم که در سایه مولا علی شما و تمام مملکت حفظ شوید.

**الهام حمیدی هم از خانم حکمت (همسر شهید بابایی) و همه عوامل سریال شوق پرواز به طور ویژه قدردانی کرد و گفت که افتخار می کنم که توانستم در سریال شوق پرواز ایفای نقش کنم.

**محمدرضا شریفی نیا نیز هنگام دریافت هدیه خود اظهار داشت: کارم را در شبکه یک با سریال امام علی(ع) و در نقش ولید بازی کردم و از آقای میرباقری تشکر می‌کنم که به من لطف بسیاری داشتند. هدیه‌ام را هم ندیده به آقای میرباقری تقدیم می‌کنم. 

شریفی نیا خواست تا هدیه اش را به میرباقری بدهد ولی فرجی مدیر شبکه یک به او گفت که پشیمان می‌شوی، شریفی نیا با اعلام این مطلب پشت میکروفون گفت که ولی من باز هم هدیه‌ام را به آقای میرباقری تقدیم می‌کنم.

**لعیا زنگنه نیز در مراسم چهل سالگی شبکه یک گفت: افتخارم این است که کارم را از تلویزیون شروع کردم و توانستم با مردم ارتباط برقرار کنم. من همواره قدردان پیشکسوتان هستم و از آنها سپاسگزاری می‌کنم. همه می دانند که بازیگری شغل بسیار سختی است ولی همه ما بازیگران می دانیم که چقدر سخت تر است. افتخارم این است که دختری دارم که مشوق من است و مرا حمایت می کند و خانواده خوبی دارم. پدرم نیز در این مراسم هستند و من با صدای بلند می گویم که افتخار می کنم که دخترتان هستم.

**علیرضا خمسه نیز که مانند حاتمی کیا روی سن پریده بود، در سخنانی به مزاح گفت: من بر عکس امیر جعفری قد ندارم ولی قیافه دارم. در زندگی خود نیز همواره از دو نفر قدردانی میکنم: اول؛ مادرم که با به دنیا آوردن من یک دسته گل تحویل جامعه داد و دوم؛ یکی از حراستی های صداوسیما. یک‌بار به صداوسیما رفته بودم که این حراستی جلوی من را گرفت و راهم نداد. به او گفتم من خمسه هستم. او هم در پاسخ گفت هرکه می‌خواهی باش، من هفته پیش اکبر عبدی را راه ندادم تو که هیچی نیستی. همین حرف آن حراستی باعث شد تا 30 سال در شبکه یک فعالیت کنم.

**امین زندگانی نیز در سخنان خود از ریزبینی فرزاد جمشیدی تشکر کرد و از دوستان خود نظیر کامران تفتی، پویا امینی، سعید داخ و علی صالحی که در جمع حضور داشتند، یاد کرد و از حاضران خواست تا آنها را تشویق کنند.

**نسرین مقانلو نیز هنگام رفتن به روی سن ابتدا زمین را بوسید و گفت من در یک خانواده هنرمند بزرگ شده‌ام و دست پدرم را می‌بوسم.

**برگزاری طولانی مدت مراسم باعث شد تا برخی کودکان برای رفتن بی قراری کنند و برخی دیگر نیز روی صندلی‌های خود به خواب عمیقی فرو روند.

**گفت و گوی شهیدی‌فر و حاتمی‌کیا در طول برگزاری مراسم نیز از جمله موارد دیگر بود.

**اجرای برنامه توسط خاله شادونه برای کودکان در قسمت پایانی برنامه برگزار شد که تقریبا همه حاضران برای خوردن شام سالن را ترک کرده بودند.

شما را به تماشای تصاویری که مهر و ایسنا از این جشن منتشر کرده اند دعوت می‌کنیم:

     

 

 



تاريخ : جمعه 07 بهمن 1390 | 18:15 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)

ازدواج و فرزندان عباس

عباس بن علی(ع) در بین سال های 40 تا 45 هجری قمری با دختر اصیله ای ازدواج نمود که به طور یقین در زمان

امامت برادربزگوارشان امام حسن مجتبی(ع) بوده است. همسر عباس(ع) که زنی با ایمان و از خاندان بزرگ

 قریش بود «لبابه بنت عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب» نام داشت و مادر لبابه نیز «ام حکیمه» از زنان خوش

نام و پرهیزکار بود. عباس(ع) با نوه کسی ازدواج کرد که نام او را به احترام نام او برگزیده بودند، لذا لبابه دختر یکی

 از پسر عمو زادگان پیامبر اسلام(ص) بوده است.

عده ای از علما و مورخین در باب ازدواج و فرزندان عباس بن علی(ع) اختلاف دارند. زیرا گروه دوم ـ  مانند مرحوم

علامه سید عبدالرزاق مقدم در کتاب خود با عنوان «العباس» ـ  می گویند که عباس بن علی(ع) غیر از دختر

عبدالله بن عباس، همسر دیگری نیز اختیار کرده بود که از آن همسر فرزندانی بیشتر از همسر اول یعنی لبابه

باشد دارد. این گروه نام همسر دوم عباس(ع) و فرزندانی که از این همسر دارد را ذکر کرده اند، آنها چهار فرزند

 عباس بن علی(ع) را از همسری به نام «ام ولده» می دانند و نام های این فرزندان را حسن، قاسم (عبدالله)،

محمد و دختری که نامش برای آنها مجهول است، در نوشته های خود ذکر کرده اند.اما مشهورترین قول و دیدگاه

بین مورخان و تراجم نویسان این است که عباس بن علی(ع) یک زن اختیار کرده است آن هم به نام لبابه بنت

 عبدالله و از او دو فرزند پسر به نام های «عبیدالله» و «فضل» داشت.

فضل که به خاطر این پسر عباس(ع) را ابوالفضل نامیدند، (و یا به خاطر فضیلت بسیاری که در حضرت بوده،

ابوالفضل نامیده شد) پس از ازدواج از دنیا رفت اما عبیدالله ازدواج نموده بود و در واقع میراث بر آل عباس فرزند

عبیدالله شد، که آل عباس شجاعت و فضل را از عبیدلله بن عباس و فرزندش به ارث بردند و نسل پر برکتی همچو

فرزندان حسن بن عبیدالله از مردان بزرگ روزگار خود شدند. هر یک از فرزندان حسن بن عبیدالله بن عباس مانند

فضل، حمزه، عباس، عبدالله و ابراهیم بن حسن بن عبیدالله بن عباس بن علی(ع) در زمان خو دارای مناصب

اجتماعی و علمی شدند.

ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبیین می نویسد:

«حرّمی بن ابی العلماء از زبیر و عمویش نقل کرده که فرزندان عباس بن علی(ع) او را «سقا» نامیده و کنیه اش را

ابوقربه گذارده بودند»

عده ای از مورخان نوشته اند که عباس بن علی(ع) در کربلا خانواده خود را به همراه برده بود و در خیمه ای مجزا

اسکان داده بود. و در روز عاشورا ابتدا دو فرزند خود را به میدان فرستاد و هر دو به شهادت رسیدند. آن گاه خود به

میدان و یا به طرف شریعه فرات رفت. و برخی دیگر از مورخان معتقدند که فرزندان عباس بن علی(ع) در مدینه

بودند و در کربلا حضور نداشتند. قول اخیر مشهورتر و صحیح تر می باشد



تاريخ : پنج‌شنبه 06 بهمن 1390 | 18:17 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)
صفحه قبل1...1819202122صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران