یکی از مداحان و تعزیه خوانان معروف کاشمر حین اجرای برنامه شبیه خوانی، در حال ایفای نقش حضرت ابوالفضل(ع) جان به جان آفرین تسلیم کرد.
 
به گزارش واحد مرکزی خبر، حبیب الله راستگو مداح اهل بیت(ع) و تعزیه خوان حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) که به مدت 45 سال در روستای طرق بخش کوهسرخ  کاشمر به اجرای مداحی و تعزیه خوانی می پرداخت، عصر روز عاشورای حسینی در مراسم شبیه خوانی در  روستای طرق درگذشت.

وی که نقش حضرت ابوالفضل (ع) را در مراسم  روز سه شنبه بازی می کرد دیگر نتوانست از جا بلند شود و در مراسم شبیه خوانی به دیدار معشوق شتافت.

مردم روستا به محض پایان مراسم شبیه خوانی و با شنیدن خبر مرگ او بر پیکرش حاضر شدند و با او وداع کردند.

همچنین یک تعزیه خوان نقش حضرت عباس (ع) در مشگین شهر ، هنگام اجرای نقش خود در آیین شبیه خوانی جان به جان آفرین تسلیم کرد.

در این واقعه که ظهر دیروز در روستای حیق از توابع بخش مرکزی مشگین شهر روی داد محسن حق وردی زاده از اهالی این روستا که همه ساله در نقش سقای تشنه لب دشت کربلا ظاهر می شد پس از چند دقیقه اجرای نقش خود درگذشت .

پیکر این شبیه خوان 42ساله در میان حزن و اندوه اهالی عزادار روستا امروز تشیع و  به خاک سپرده شد .

پارسال نیز در ظهر عاشورا تعزیه خوان نقش حضرت امام حسین (ع) در روستای قره درویش مشگین شهر به هنگام تعزیه خوانی فوت کرد. 

 



تاريخ : پنج‌شنبه 06 بهمن 1390 | 17:41 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)

مراسم تجلیل از 17 زن شهید استان اردبیل فردا در سالن ولایت این استان برگزار می شود.

به گزارش پایگاه خبری زنان نیوز، این مراسم با هدف زنده نگه داشتن یاد و نام شهدا و همچنین تجلیل از زنان ایثارگر استان اردبیل به همت بسیج جامعه زنان این استان فردا ساعت 10 صبح  در سالن ولایت سپاه استان برگزار می شود.

گفتنی است استان اردبیل 17 شهید زن را تقدیم انقلاب کرده است. رقیه فری، اعظم جمالی، شیدا پور ابوالقاسم ، سلماز پور ابوالقاسم، حکومه شاهی ارجقی، اصلی مقتدر افشار، ظریفه نوجوان، محبوبه منصوری، شبنم متخصص، ملک منظر واحدی، زهرا عادلی، عزیزه مجرد، زهرا اسدی، سکینه جهانی، اطلس درگاهی، نازیلا ید رحیمی، طوبی ندیم حسینی زنان شهید این استان بوده اند.



تاريخ : چهارشنبه 05 بهمن 1390 | 22:34 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)

 

یات تروریستی در تهران / مصطفی احمدی ‌روشن شهید ودونفر زخمی شدند+عکس

انفجار تروریستی در تهران احمدی روشن شهید شد

مصطفی احمدی ‌روشن فارغ‌التحصیل رشته کارشناسی نفت از دانشگاه شریف در حادثه انفجار صبح امروز شهید شد.

فردی که در عملیات تروریستی صبح امروز به شهادت رسیده مصطفی احمدی‌روشن فارغ‌التحصیل رشته صنعت نفت از دانشگاه شریف بوده است. وی متولد سال ۱۳۵۸ بوده است.

ساعت ۸:۳۰ صبح امروز یک ‌موتورسیکلت با چسباندن یک بمب مغناطیسی به یک دستگاه پژو ۴۰۵ در خیابان سیدخندان ابتدای خیابان گل نبی این خودرو را منفجر کرد.

‌این خودرو سه سرنشین داشته که یک نفر از آنها به اسم مصطفی احمدی روشن کشته شده و دو نفر دیگر نیز زخمی شده‌اند.

حسن عباسی، مدیر روابط عمومی اورژانس تهران در گفت‌وگو با فارس از انتقال مجروحان این حادثه به بیمارستان ایرانمهر و بیمارستان رسالت خبرداد.

سرنخ‌های جدید از ترور شهید احمدی روشن به دست آمده و در دست بررسی است و دوربین‌ها تصاویر موتورسواران عامل ترور را ضبط کرده‌اند.

خبرگزاری های فارس و مهر گزارش دادند :ساعت ۸:۳۰ صبح امروز یک دستگاه پژو ۴۰۵ با دو سرنشین که هویت یکی از آنها مشخص شده و با نام مصطفی احمدی روشن می‌باشد، در خیابان گل نبی به سمت خیابان کتابی در حرکت بوده که یک دستگاه موتور سیلکیت نزدیک این خوردو شده و دو ماده انفجاری به داخل خودرو پرتاب می‌کنند که موجب انفجار داخل خودرو می‌شود.

با توجه به وقوع این انفجار در داخل خودرو مصطفی احمدی روشن کشته شده و راننده مصدوم می شود که در حال حاضر در یکی از بخش‌های مراقبت‌های ویژه بیمارستان‌های تهران بستری است.

دوربین های برخی اماکن نزدیک به انفجار تصاویر موتور سوار و ترک وی را ضبط کرده اند که در اختیار مقامات مسئول قرار گرفته و در حال بررسی است.

در حال حاضر جسد مصطفی احمدی روشن داخل خودرو بوده و به دلیل جراحات و نیز شدت انفجار، قابل انتقال به خارج از ماشین نیست.

پس از انجام اقدامات لازم خودروی احمدی روشن توسط جرثقیل از محل حادثه منتقل شد و راننده وی نیز برای مداوا در بخش سی سی یو یکی از بیمارستانهای تهران  بستری شد.

این ترور در سالروز ترور شهید علی محمدی از اساتید دانشگاه و نخبگان کشور صورت می گیرد و این نشان از برنامه ریزی دشمنان و دست نشانده های آنان برای مقابله با پیشرفت ایران دارد.

 

 

 

 

 

 



تاريخ : چهارشنبه 21 دی 1390 | 12:16 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)



تاريخ : دوشنبه 19 دی 1390 | 21:54 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)

ی بعضی از بازیهای محلی خیاو مقدمهبازی های محلی در خیاو و تمام مشگین شهر با اکثر بازیهای شاهسون مشترک است. بازی بین ایلات شاهسون ارج بخصوصی دارد و معمول ترین تفریح هاست که نه تنها بچه ها بلکه بزرگترها هم موقع فراغت از کار جلوی اوبا مشغول می شوند. در متن بعضی از بازیهایی که معرفی می شوند با بازیهای شاهسون مشترک است.  قیش گوتدی: به این صورت بود که افراد به تعداد مساوی تقسیم می شدند و دایره بزرگی می کشیدند و گروهی در بیرون دایره و گروهی نیز درون دایره می ایستادند و گروه داخل دایره نگهبان کمربندهایی بودند که روی زمین می گذاشتند و افراد بیرون سعی می کردند کمربندها را بردارند و گروه داخلی مانع از این کار می شدند و با زدن لگد به پای افراد بیرونی آنها را می سوزاندند و افراد بیرونی با برداشتن کمربندها به کمربندهای دیگر داخل دایره میزدند تا آنها را بردارند و تا برداشتن همه کمربندها این کار ادامه می یافت و بعد از برداشته شدن همه کمربند ها افراد داخل دایره کتک مفصلی از افراد بیرونی به وسیله کمربندهایی که برداشته بودند می خوردند تا اینکه افراد داخل بتوانند به پای افراد بیرونی لگد بزنند و آنها را بسوزانند. گیزدیلین پاچ: این بازی به وسیله چند نفر انجام می گرفت به این صورت که یکی چشم خود را در محل مشخصی می بست و بقیه افراد قایم می شدند اگر همه افراد زودتر از فردی که چشم خود را بسته بود به محل مورد نظر می رسید و کلمه "شوبه" را می گفت فردی که چشم بسته بود این کار را دوباره تکرار می کرد تا اینکه یک نفر از قایم شدگان را پیدا می کرد و زودتر از او "شوبه" می گفت و فرد پیدا شده چشم خورد را می بست و این کار ادامه می یافت. تپیک دو گوش : بازیگران دو دسته می شوند و روبروی هم می ایستند و بعد یک زانو را خم کرده روی یک پا هجوم می آورند و با زانوی خم شده همدیگر را می زنند . دسته ای برنده است که تعداد تلفاتش کم باشد. مره: در یک زمین مسطح شش تا چاله "مره" می کندند طوری که مره ها دو به دو سه ردیف را درست بکنند.دو بازیگر در دو طرف مره ها می نشینند و به هر مره هفت سنگریزه می ریزند. بازیگر اول سنگ"مره"ی اول خود را برداشته به "مره"های دو تا دوتا می اندازد و می گوید:"دای-دایلاغ-مه تک - بی تک" و سنگ بی تک به هر چاله که افتاد سنگهای آن چاله تصاحب می کند. بازی یه این ترتیب ادامه پیدا می کند . منتهی اگر سنگ "بی تک" توی "مره"ی خالی بیفتد بازیگر می سوزد و نوبیت بازیگر دوم می رسد. وقتی یک مره پرپر شد یکی از بازیگرها با صدای بلند می گوید:"چوش" و آن مره از بازی خارج می شود و بازیگر دیگر حق ندارد روی آن مره "بی تک" بیاندازد.آخر سر بازیگر برنده به سنگریزه هایی که برده فال می گیرد. بدین ترتیب که سنگ اول را از بالای شانه راست و سنگ دوم را از بالای شانه چپ به پشت سر پرتاب می کند و به ترتیب می گوید:"به بهشت خواهم رفت – به جهنم خواهم رفت – دختر می گیرم – بیوه می گیرم و. . . " سنگ آخر از بالای شانه راست یا چپ انداخته شود طرف خوشحال یا دلگیر می شود. دین گیلیم قوز (الله کلنگ) : یک سنگ مناسب بزرگ پیدا کرده روی آن به تخته چوب می انداختند بطوری که سنگ در وسط تخته چوب قرار گیرد و دو نفر هم وزن یکی در یک طرف چوب و دیگری در طرف مقابل می نشست و به مانند الله کلنگ امروزی بازی می کردند. بش داش: در این بازی که بیشتر دخترانه است دو نفر پنج سنگ کوچک(تقریبا به اندازه فندق) را انتخاب می کنند ابتدا سنگها را به زمین می اندازند یک نفر در پنج مرحله:1- سنگها را یک یک با انداختن سنگ دیگر به هوا بر می دارد. اگر سنگ به زمین بیفتد طرف می سوزد.2- سنگها را به زمین می اندازند و دو تا دوتا با انداختن سنگ برمی دارند.3- سنگها را به زمین امی اندازند سه سنگ را یک بار و سنگ چهارم را نیز دوباره با انداختن سنگ برمی دارند.4- سنگها را به زمین می اندازند و این بار نیز چهار سنگ را یکجا با انداختن سنگ پنجم بر می دارند.5- در این مرحله سنگها را به زمین می اندازند و یکی را برداشته و با انداختن آن به هوا سنگ دیگری بر میدارند و با انداختن دو سنگ به هوا  سنگ دیگری را برداشته و همزمان با آن یکی از دو سنگ در دست را به زمین می گذاردو بعد از این کار سنگها را با انداختن سنگی از زمین بر می دارند.در مرحله پایانی هر پنج سنگ را باهم به هوا پرتاب می کنند و با پشت دست می گیرند(در اصطلاح به اینکار "خم" گفته می شود)  و هرچه سنگهای بیشتری با  پشت دست گرفته شود طرف برنده می شود و تعداد خم ها تعیین کننده برنده بازی است.  بی گیزیر: وسیله این بازی شلاق و عاشیق (استخوان آرنج گوسفند یا گوساله ) است و تعداد بازیکنان این بازی هر قدر بیشتر باشد شیرین تر می شود . به این ترتیب که مهره"عاشیق" تعیین کننده شخصیت افراد در بازی با انداختن آن است. این مهره دارای شش وجه بوده که دو وجه پهن دارد که یک طرف که تقریبا شکل محدب دارد پوچ(جیک) وآن طرف آن که تقریبا مقعرشکل است دزد(بوک) و قسمت ایستاده دراز تقریبا مقعر(توخان) گیزیر قسمت تقریبا محدب آن بی (بیک) می باشدو بقیه قسمتها هر کدام به ترتیب گیزیر 7 ساله و بی 7 ساله می شود که مرحله هفت به ندرت اتفاق می افتد و به مهارت کامل نیاز دارد.با انداختن عاشیق که نقش افراد تعیین می شود بی(بیک) دستور دهنده و گیزیر اجرا کننده می باشد. گیزیر با گفتن:"بییم بییم بیر اوغرو توتمیشام دستور ندی؟" که بی یا دزد را می بخشد و یا دستور چند ضربه شلاق به وی می دهد و هر کس مهارت کمتری در انداختن عاشیق داشته باشد بیشتر دزد می شود و شلاق بیشتری می خورد. چیلینگ آغاج: وسایل این بازی عبارت است از یه چوب حدودا 50-60 سانتی متری و یک چوبک (چیلینگ) حدودا 20 سانتی متری. در این بازی ابتدا همانند نقطه پنالتی یک نقطه معین می کنند و بسته به توافق افراد در فاصله معینی از نقطه خطی می کشند . بازیکن  چیلینگ را باید طوری پرتاب کند که به آن طرف خط برسد اگر نرسید طرف می سوزد. بعد از این مرحله بازیکن باید با چوب به چیلینگ روی زمین ضربه زده و آن را بلند کرده و باز هم با چوب به آن ضربه بزند در اینجا بازیکن سه بار فرصت دارد اگر نتواند می سوزد هر چقدر چیلینگ فاصله بیشتری طی کند طرف امتیاز بیشتری کسب می کند. حال اگر یک بازیکن بتواند به چیلینگ سه بار ضربه بزند یعنی اول از زمین بلند کند بعد یک ضربه ماهر به طرف بالا و سپس یک ضربه محکم به چیلینگ بزند مقدار فاصله طی شده با چیلینگ اندازه گیری می شود در غیر  اینصورت اگر فرد فقط با دو ضربه چیلینگ را پرتاب کند فاصله با چوب اندازه گیری می شود . این فاصله از نقطه شروع تا محل افتادن چیلینگ است. ماچالیشقا(خی خی = لی لی): دایره بزرگی روی زمین می کشند و بازیگران دو دسته می شوند. یک دسته داخل خط و دسته دیگر بیرون خط می ایستند. یک نفر از دسته دوم داخل خط می آید و با یک پا بازیگران داخل خط را دنبال می کند و به هر کس که دست بزند می سوزد و از دایره خارج می شود. دسته برنده داخل خط می ماند و دسته بازنده بیرون خط می رود و بازی ادامه می یابد.



تاريخ : دوشنبه 19 دی 1390 | 13:47 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(1)

 

                        غلامم شيعيان (از عباس)
 
اکبرم من ایلرم اوز جانیمی دینه فدا
چوخ رضایم جان ویرم تکلیفیمه اتسم ادا
من    امامت    باغنون    بیر غنچه  خندانیم
من  ولایت امیرینون لب تشنه  بیر قربانیم
من حسینون  اوغلیام  لیلا قرا معجر آنام
من گرگ امت یولوندا قطعه قطعه دوغرانام
 
                       جد رسول الله
 
کی  ای شهنشه کون  و مکان سلام علیک
غریب و بی کس و بی خانمان سلام علیک
صحابه سی قیریلان  یار و یاوری  داغلان
بو غملی چولده کمک سیز قالان سلام علیک
من    اولمه میش    بو قدر  چکمه  ناله و آهی
فدا بو  گوز یاشوا  جسم و جان  سلام علیک
                  عليك سلام  
بیجا     دگول  بو  در گهوه گلمگیم بابا
امر محالیدور داخی ساق قالماقیم بابا
گیدور کفن بلیمه قلنج  باغلا سال  یولا
چوخ یاخشی دور قالنجا بئله اولمه گیم بابا
نشانه سی سن
بوقدری یالوارورام ای  شهنشه ابرار
منی چوور باشیوا درد و غصه دن قورتار
سنی  قسم   ویرورم   قبر  شاه  مردانه
مرخص  ایله  گئدوم  بو  بلالی  میدانه
----------
فدا  اولا  سنه   جانيم    عزيز     پيغمبر
کی وقتدور ائده عزم جهاد  علي اكبر
اجازه  وير مني  ايله  سن  عازم   ميدان
سنون يولوندا ائديم جانيمي بوگون قربان
قانه اکبریم
سني  قسم  ويرورم  جدوون  كرامتنه
جوان اولن ننه وون چكديگي  مصيبتنه
اجازه وير كي سالوم بوينوما من ايندي كفن
كي بلكه كرب وبلا اولدي اكبره مدفن
 
                          كاكلون قانه  ( از امام)
نوبت میدان یتوب اهل حرم اکبره
آخر دیداریمز قالدی صف محشره
مادر خونین جگر اکبرون ایلور صفر
گئدی علی اکبرون آچ باشون ای بی خبر
قانوه ( از لیلا) 
قربان اولوم بوگوز یاشوا چوخدا آغلاما
آز باخگلان بو عارض گل فامه ای آنا
اوغول 
ایندی منیم قالماقیم اولموش حقیقت محال
آخر   عمریمده    گل   حقوی  ایله حلال
ویرمه     خجالت   منه  مادر    محنت زده
بوردا اوتورما ملول دور گئد اوتور خیمده
الینه
اكبر اولوبدي عازم ميدان بابا خداحافظ
جانيده جانيم روح وروانيم بابا خداحافظ
قانه بويانمش باشيمين اوسته آغلاما يا مولا
گوز ياشيو ی  توكمه قلب جهاني داغلاما يا مولا
اكبرون گئتدي الوندن اي ماه تابان
ايليور جانين بوگون قرآنينه قربان
علی اکبر
فغان که ماه مدینه گلدی
خدا ندوم من سکینه گلدی
                  -------
اساس عیشون پوزولدی باجی
الون الیمدن اوزولدی باجی
------
کفن دگول بو طوی خلتعیم دور
بو    روزگاره    بودا    بسیم دور
------
کفن منیم دور باجی جوانم
نچون  کی بزم  غمه روانم
---- 
گلمه دالیمجا ای تحفه لیلی
قاسم   آناسی  ایلر  گلیلی
------ 
آخ باجی جان قوی گئدوم شوقیله باتوم  قانه
-----
آخ باجی جان قوی گئدوم شمری من خلاص ایلیوم
------
آخ  باباجان   من   دخیلم  من  دخیل
------
آخ عمه  جان سکینه  نی  سن    ساخلا
------ 
آخ عموجان سن دی قوی سکینه گتسون
------
آخ بی بی جان سن منی خلاص ایله
سالمیدون
طوی آدین توتما باجی عالمی یاندیرما امان
قلب  لیلانی  بوگون اودلاره  یاندیرما  امان
-- 
سن شانه منیم   باشیمه گل ویرما  رقیه
دشمن ویراجاق باشیمه چون نیزه رقیه
عمم   منه  بیر خلعت  الوان  گتوریبدی
زهرا آنامیز غملی دوروب ال دیزی اوسته
تای توشلاریما صحبت ائده رسن علی اولدی
قاره  تلی  هم  گوزلری   ئوز قانیله دولدی
دیرسن  شمشیر  عدو  قارداشیمین  شانه سی اولدی
خلعت    یرینه  گیدی   کفن   شبه  پیمبر
طوی حجله سینه قاره چکون مثل کبوتر
باجی روزگارین ایشی دور ساخلا بو بوقچانی باجی
یولا   سال کوینه گیمیله  گئده   صغرایه    باجی
باجی سنون آزدور بیلورم درد و ملالون چوخیمیش
ایله   فکر    ایله هیج   علی  اکبر    یوخوموش
---
عمه جان ،    جان باجی خداحافظ آی  ننه
گلمیشم ، گلمه سن باشیوه سال قرانی آی ننه
آغلیون ، وای دیون    گتدی    الدن  اکبرون
گلمه    سم    سیز    اتاقین    درین       باغلیون
-------
دیمورم گل منیم گوزلریمی سن باغلا آی باجی
دیورم  آغلیاندا سن   علی   و  اکبره آغلا
منی دای گووزلمه خداحافظ باجی
منی دای گوزلمه خداحافظ باجی
----
به ابن سعد بگویید که ای زسگ کمتر
طلب نموده تورا نو جوان علی اکبر
            ------------
ای حزب شیطان چیخمیون دعوایه حزب اللهیلن
نابود اولار یوز لشگروز    بیر  کلمه  بسم اللهیلن
ای کوفیان ای شامیان منظور عاشورا منم
مفهوم کرمنا  بابام  مامور  عاشورا    منم
قان جوهری لن منشی و منشور عاشورا منم
من شیر یزدان اوغلیام چوخ عز و جاهیم وار منیم
مصداق نصرالله لن محکم سپاهیم وار منیم
عباس عموم تک خیمده پشت وپناهیم وار منیم
                   یا منیم ( از منقذ)  
اکبرم    شبه  نبی آل رسولین  گوزلی
جدیم احمدمی بابام شیر خدای ازلی
چوخلاروز یاخشی تانور فارس جنگ و جدلی
جنگ تعلیمینی ویرمیش منه عباس علی
تانیون کفریله چوخ جنگ ائده نون اوغلی منم
ملتی صاحب فرهنگ ائده نون  اوغلی  منم 
چکرم من  
تن به تن جنگوزه آمادیم ای فرقه نار
کیم گلور جنگیمه گلسون ائدیم تیغه دچار
منده اوز جدیم علی شیرخدا صولتی وار
ایلرم پنجه حقیله گلن شخصی شکار
جنگ ائدوز جراتوز اولسا نوه صفدرلن
اولسون  
بیز آل هاشم عادتا عهد ایله سوگ سندیرماروق
مردانه دعوا ایلروگ رحم و مدارا ایلروگ
کیم قاچسا تعقیب اتمروگ کیم ویرسا ساکت دورماروق
رحم و مدارا ایلروگ بیز دشمن بد خواهیلن
ایهاالکفار اولسا اولومدن وحشتوز الان داوقتوز وار قاچون
رسما حریفوز پنجه و بازوی حیدر دور قاچون
مندن حمایت ایلین روح پیمبر دور قاچون
شمشیريمه ال ویرمامیش قاچماق میسردور قاچون
اتمام حجت  دور گرگ خیل  عدوالهیلن
آلام جانووی
بول ویرون ای گروه کین عالمی داغلیوم گلیم
خیمیه بیر زمان گئدوم یارمی باغلیوم گلیم
یاره دگوب دی باشیمه ایکی بولوبدی باشیمی
سوسوز سکینمه باخوم دویونجا آغلیوم گلیم
الدن
اکبرم خالق اکبر منه  یاوردی  بیلون
آرامزدا سیزیلن حق اوزی داوردی بیلون
افتخاریمدی بابام ساقی کوثر دی بیلون
بیر عموم کان شجاعتده اوزی یکه سوار
جانوزه لرزه سالار دوتسا آت اوستونده قرار
اوجابوی قولار اوزن  من ولی سقا گولییم
یریون
ويرما خنجر منه اي ظالم بي رحم دني
يولومي خيمده گوزلر بالا جا نازلي گولوم
طاقتيم يوخ بدنيم دوشدي اليمدن سپريم
قوي گئدوم خيمه ده اول گوزلري يولارداقاليب
خيرداجا نازلي رقيم الي معجرده قاليب
-----  
دوغرادوز داخی بسدور ال چکون
بیرجه صاف یریم یوخدی ویرمیون
لیک یول ویرون خیمیه گئدوم
واردی چوخ علاقم سکینه مه
وعده وئرمیشم من رقیمه
حسرتیم بودور بیر گوریم یوزین
 
                    شهادت
اكبر تشنه جگر قانينه غلطان دي بابا
اود دوتوب سينه سوزانيم عطشتندي بابا
وار نيازيم سنه اي صاحب احسان و كرم
گل خدا حافظ ائدك جان سنه مهماندي بابا
 
 
 
 
 
 
 
 
 


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 17 دی 1390 | 19:05 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)

 

شاهد اول (از عباس)
قاسم    شهزاديم       من    يادگار    مجتبي
جديم احمدور بابام حيدر علي المرتضي
راضيم مين جوريلن توكسون بو لشگر قانيمي
تاائديم قرآنيمه قربان بو عطشان جانيمي
                    جدرسول الله
که ای غریب دل افکار عمو سلام علیک
بلا و محنته    غمخوار عمو سلام   علیک
جوانلاری قیریلوب یار و یاوری داغیلان
قالان بو غربت ارا خوار عمو سلام علیک
عليك سلام
سنون یانوندا عمو گرچی خوش کلامم من
اوغول   خیال ائلمه بیل سنه غلامم من
                           ستم پرور
سني قسم ويرورم شاه زاده اكبروه
مني ده  ايله تصدق او  ديده  تروه
مرخص ايله گئدوم  اي شهنشه  دوران
بو جانيمي ائليوم ايندي من سنه قربان
 
                            دل ناشاد
اجازه   ویر   منه ای پادشاه   مستحسن
سالیم بو بوینوما اکبر کیمی من ایندی کفن
 
تاپشوردوم
اي بلا دشتينده سرگردان اولانلار الوداع
العطش لر خيمه ده گريان اولانلار الوداع
جان سيزون جان كربلا سلطانينون جان زينبون
شاه   دينون  حالينه  نالان اولانلار   الوداع
           ---------------
اون اوچ سنیم دیم تشنه زره سیز گلمیشم جنگه
یوخوم دور اعتنا دعوایه هر قدری قوا   گلسه
فدای شهریار   عادلم با جان و دل   هردم
رگیم دن   استخوانیمدن   ندای   ربنا   گلسه
بنی هاشم     نبردینده    قلنجا     ایلمز   تکیه
گوزی باغلی سیزی قیرام منه حقدن نداگلسه
سپاه   دین   و   قرآنه   هله من   خیردا سربازم
ایشوز مشگلدی میدانه عموم صاحب لوا گلسه
 
               دیوانه ای قاسم ( بعد از جنگ پسران)
سنه بیر ایش دوتوم ازرق چالنسون سکه عالمده
بوگون دورت اوغلوا ملحق سنی قیلام جهنمده
آنون یاسونده ایلشسون آلیشسون آتش غمده
باش آچسون تا دم محشر گلوب افغانه ای ازرق
جانووی
آگاه اولون ای قوم دون من اصلیم اعلان ایلرم
چکسم بیانه وصفیمی گوز یاشوزی قان ایلرم
باخمون جوان بو سنیمه گلسون مبارز جنگیمه
گورسون بو ضرب دستیمی جنگ دلیران ایلرم
چکسم غلافیندن بوگون صمصام آتشباریمی
بو کوه و صحرانی سیزه چون تنگ زندان ایلرم
لقمانه ای قاسم
یتش فریاده عموجان گل هرایه
کی آز قالدی کچه باشیم جدایه


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 17 دی 1390 | 19:01 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)

 

                       مرتضايه آند اولسون
من    علمدار  شه  عالی   مقامم     شیعیان
منشی امر حسینم بیر       غلامم      شیعیان
آدیم عباس علی هم دور آنام ام البنین
بو    حسین   تاجداره    من    غلامم شیعیان
 
                         قطعه قطعه دوغرانام
 
من گرفتارم حسين عشقونده ياريم شاهد اول
حاضرم   هر خدمته پروردگاريم شاهداول
بو اوزون قول بو علم بو نازلو قربانگاه عشق
عبد   در بار حسينم  شهرياريم  شاهد اول
 
                       جانیمی ( از قاسم)
 
ای هاشمی جوانلاری میداندی قورخمیون
رعد بلا بو چولده   نمایاندی   قورخمیون
آماده    قتال       صف          اشقیا         اولون
شاه مدینه دن بیله   فرماندی قورخمیون
مردانه   رزمگاهه    گئدون    شیر نر کیمی
مین جان علی عیالینه قرباندی قورخمیون
کیمدور حسین فاطمه نون باغلاسون یولین
عباس الینده تیغ درخشاندی قورخمیون
 
              جد رسول الله
که ای شهنشه روز جزا سلام  علیک
پناه  عترت    شیر خدا     سلام علیک
ازل  جنابوه عرضیم بودور شه دوسرا
جوان اوغول طرفندن سنون باشون ساق اولا
نظام   دسته لره     گور نه   زلزله   سالام
علی   و      اکبروون     انتقامینی    آلام
مرخص اتسون اگر ای امام دل   خسته
گتیرم      ابن    زیادی   بیرا یوزی اوسته
آتاسی      ساقی    کوثر    برادری    سقا
فراتی سویینه محتاج اولان سلام علیک
علیک سلام
قوشون قیریلدی اساسون پوزولدی یا مولا
اولون صحابه لروندن اوزولدی یا مولا
باشون صاق اولسون اگر یارو یاورون اولدی
بوغملی چولده سوسوز بش برادرون اولدی
دولانیم  
فراتی خیمه لره سیل تک قیلوم جاری
دئسونله وار بو شهین بیر رشید علمداری
ئولوم بو شرطیله نعشیمده پایمال اولسون
دیه آنام اشیدنده سودوم حلال اولسون
فدا قارداش
سن استیورسن آچام باشون اوسته جتر علم
من ایسترم ائده لر هر ایکی قولومی   قلم
مرخص   ایله گئدوم قولاریم   قلم اولسون
کی تا قیامته دین غیرتیم   عیان   اولسون
سني    قسم ويرورم    دلشكسته    ليلايه
مرخص ايله گيدوم من بو قانلي ماوايه
آتام   يانندا ابوالفضلی شرمسار   اتمه
بو صاحب علمي كربلاده  خوار    اتمه
                        مناده منی
اي شه خوبا ن سرور دوران حسين خداحافظ
گوزلريم اولسون جانوه قربان حسين خدا حافظ
عازم  اولوبدور نوكرون ايندي    بوقانلي  ميدانه
اتمه دالمجا آهيلن افغان حسين خداحافظ
                          درمان عمو
الیمه مشگیم گوتورم  اوزوم فراته یتورم
یا اوللم یا سو گتورم عمون سنه قربان اولا
ماه مدینم آغلاما
----------------
بوقدری ایلمه فغان گل بیر قوجاقیمه امان
ایندی سنه سکینه جان سو گتیرم اولسون احسان
------
 
آلوبدی دوره می دشمن کسوبله یولاریمی
کی قویمشام سو یولوندا بو ایکی قولاریمی
اگر دوشه سو کنارینده قولاریم بو زمان
بیری سنه بیریسی تشنه اصغره قربان
------ 
دوشوبدی باشیمه بیر تازه عشق سوداسی
حلال ائدون باجیلار سیز آناسیز عباسی
قارداش وای
گلنده من آناما سویلدیم گی تز گللم
کی بیمله دیم آناجان کربلاده من اوللم
آنام سوروشسا منیم بویورگلان باجی جان
کی کربلاده آنا اولدی قانینه غلطان
حسین لشگرینه صاحب علم اولدی
فراتین اوسته ایکی قولاری قلم اولدی
سالام
قدا اولوم سنه ای دختر رسول کبار
دیار کرب وبلا ایچره اتمه یاسمی خوار
فغان ائدوب باجیلار تک دوتگلان منه یاس
دئمه اوگیدی بیزه قوللاری دوشن عباس
اشید مه سون بوز سوزی نور عینیم عبدالله
مدینه ده گوزی یولاردا قالدی عبدالله
بو حالیمدن
به ابن سعد بگویید که ای زسگ کمتر
طلب نموده تورا سبط ساقی کوثر
دوران کیمیدی ( از عمرسعد)
بیلون ای قوم ستم پرور پر شور و شریر
گلمیشم رزمه بوگون رستم دستان کیمی من
رزم مشقینی منم حیدر صفدردن آلان
ماهرم رزم ایشینه اول شه مردان کیمی من
باخون( از شمر)
ایا جماعت اشرار قولاق ویرون سوزیمه
قالخیب رکابیمدن اوپوب یالوارسا دریا ایچمرم
دنیا سویوندان ایچمه سه اولاد زهرا ایچمرم
یول اوسته بی جا دورمیون من مرتضی دلبندیم
صف چکمیون یول کسمیون شیرخدا فرزندیم
بیرعده عطشان قیزلار سوز ویرمیشم شرمندییم
چاغیرور ( از شمر)
صف پوزان دعوا گونی دنیاده مشهورم بیلون
مشکی پر آب ایلرم هردمده مامورم بیلون
ظلمتیله روبرو دورام من نقطه نورم بیلون
من حسینون نوکری شیر خدانون اوغلیام
هر ایکی دنیاده عالی پیشوانون اوغلیام
مرد شمشیرم علی المرتضی نون اوغلیام
نهری آلام سو آپارام خیمه ده عطشانلارا
خدنگ ( از مارد)
یوخدی باکیم باتا بو پیکریم آلقانه بوگون
آلیشام نار شعاع غم وهجرانه بوگون
راضی ام حق یولونا جان وئرم عطشانه بوگون
من نه خضرم کی دوتام چشمه حیوان اتگین
اتگین
لاف و گزافون قورتار ای شوم و دغل
مرد سن لال اول یوم آغزون آچ گلان دست جدل
سن ایاقیمدن اوپسون چکمرم من سندن ال
چون منیم شمشیرو نیزم کافر اوستوندن گلور
من ولی مرد اوغلیام مردم سوزوم مردانه دور
قولاریمون تکیه گاهی قدرت ایمانه دور
بیعتیم یالقوز حسینه خدمتیم قرآنه دور
چوخ رجز خوان پهلوانلار گورمیشم افسانه دور
ایستوسن اما سنی اولدورمیم من ای دنی
دوش قباقیمه پیاده باشلا راه خیمه نی
گور سوسوزلار حالینی سیر ایت اوپوزقون گلشنی
اوپ حسینون مقدمیندن قوی دعا اتسون سنی
خاکسار اول چون شرف خاکستر اوستوندن گلور
یا صاحب ذوالفقار وقت مدد است
بعد از کشتن مارد و فتح فرات
                   
عین الحیاته چاتمادی مندن پریشاندور بوسو
عبرت گوزیلن باخسالار قلبیم کیمی قاندور بو سو
نامردیلر اوخ آتمیون چوخ درده درماندور بو سو
شش ماهه اصغر ایچمه سه قیلام تماشا    ایچمرم
                                    -----
نجه ايچوم بو سويي تشنه دور امام زمان
اوشاق بويوك هاموسي خيمه دن     باخارنگران
شصتینه طبال( ازشمر)
تنها فراتین سمتینه نهر اولدی ماموریتیم
خاطر سوسوزلار خاطری سو اولدی عالی نیتیم
سیز باری نامرد اولمیون مشکیمده دور حیثیتیم
خاطیرلره من وئرمه سم الان تسلی ایچمه رم
قلبوزده رحم آثاری یوخ ای قوم بی پروا سیزون
مندن هراسان اولمیون سو حین دعوا ایچمه رم
نرم ایلیک ( از شمر)
گل ايله نظر قانه دونن  اشگيمه    قارداش
دولدورديلا قان سو يرينه مشكيمه قارداش
قوجالدی منی
گل حسین آتش هجرانوه یاندیرما منی
لا اقل     بو اشیدنلردن   اوتاندیرما منی
گیدورم محضر زهرایه یوباندیرما منی
جام امیدیمی هجران داشنا ویرما حسین
دشمنیم گوز گوزه دی گل منی سندیرما حسین
                         سینمازیدی
تشنه لردن منی اوچ شعبه بیر اوخ دور ایلدی
مشگه گوز آچدی زره گوزلریمی کور ایلدی
سر بزیر اولدو آت اوستن یره قولسوز یارالی
قولارین آچدی چاغردی بیر اوغولسوز یارالی
آرزیم واریدی سو گتورم خیمه سرایه
لب تشنه لرون دردی یته بلکه دوایه
مشگیم هدف اولدی ولی تیر جفایه
آخدوقجا سو محو اولدی بو دنیا نظریمدن
اوخ دگمدی سو مشگینه دگیدی جگریمدن
قالام
                         
یوخدور الیم  دشمنه  خنجر  چالام
                           -----
وير خبر اخياميده اولدي وزيريم منيم
                    -------
قويما    رقيم  گله      دشمن    گولر
                   --------
قالمشام من
یخلوب عباسون نهر فراته اوسته
هرایه گل قارداش علمدار اولدی
اوجا بوی سردارون وزیر دربارون
رشید سردارون ابوالفضل اولدی
         
 
 
 
 


تاريخ : شنبه 17 دی 1390 | 18:57 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)

 

                      تابعی اولام  ( از حرمله)
بو حسین باشینده بیللم سلطنت دعواسی وار
بی خبردور باشینون مین شورش وغوغاسی وار
طبلون ای طبال چال باشیمده ری سوداسی وار
اولموشام آشفته دنیا یزیدون عشقینه
------- 
 
ای جماعت لشگر شامه بزنمیش رونقوم
خانه  ایمان  یخان بزم  یزیده  سرورم
قاسم دامادی چون اولدورمگه آماده یم
هر کس ایستور آدیمی بیلسون بیله من ازرقم
----------
کارزار اتگمگ منیم طبل و دهل چالماق سنون
اولمگ اولدورمگ منیم دیرلیگ سنون قالماق سنون
اسم و رسم آچماق منیم تاج وقبا آلماق سنون
سالگلان بو دشته بیر غوغا یزیدون عشقینه
باخمیون قاسم جواندور فنی ده ارشادی وار
رزم درسین مشق آلان عباس تک اوستادی وار
کربلا صحراسینین به به عجب دامادی وار
طوی گونین طوی حجله سین یغمادن آلله ساخلاسون
وار حکمیمون آلتدا نچه مین آتدی پیاده
قصد    ایلمیشم   خدمت   ائدم ابن زیاده
بو لحظه   گلوب   لشگر  اعدایه  قوشولام
سعد اوغلی نه دستور بویورسا تابعی  اولام
-----
 
 
ویر جواب (  از عمرسعد )
نه سوزدور کی اتدون منی چوخ حقیر
غلطدور    دئسم    شیرخوار  و    صغیر
اگر  مانعیم    اولماسیدی    بو عار
کی ازرق ائدوب طفلیلن   کارزار
گیروب جنگه مانند شیر ژیان
ائدردیم هنر داستانین عیان
ولی دورت نفر واردی اوغلوم رشید
تماما   شجاعتده  فرد  و  وحید
بوگون گوندروم جنگه شهبازوار
بو کبک خرامانی قیلسون شکار
(بعد از جنگ پسران ازرق و کشته شدن)
الا ای مجتبی اوغلی منی درد و غمه سالدون
آلیشدیم  نار هجرانه  یتشدیم  جانه ای قاسم
یتیردون قتله دورت اوغلوم الیمدن اختیار آلدون
منی بو غصه دن ائتدون دلی دیوانه ای قاسم
افغانه ای ازرق
اگر بیرجه دفعه ویرام تیغ کین یتشمز سنه نوبت آخرین
چک باشیوه قلخانوی ایندی من آلام جانوی
 


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 17 دی 1390 | 18:55 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)

مشخصات تابلو فرش دست بافت با عکس مسی ( چهره بافی)

1- نوع بافت : گره ترکی که مهمترین و با کیفیت ترین نوع گره دست بافت می باشد .( جفتی و تک تاری)

2- مواد اولیه استفاده شده : چله ابریشم ، پشم مرینوس ، ابریشم کف ، تا رو پود >

3- ابعاد تابلو :    طول = 67 سانتی متر            عرض = 75 سانتی متر

با رج شمار 55 بافته شده که در طول با 440 رج و در عرض با 550 گره اسفتاده شده و همچنین با تعداد 35 رنگ اصلی

تابلویی است با عکس مسی فوتبالیست مشهور جهان که در تصویر عکس واقعی و تابلوی بافته شده آن را می بینید.

این تابلو فرش به قیمت 80000دلار (80هزار$) هشتاد هزار دلار آمریکا به فروش میرسد مشتریان می توانند با شماره تلفن   09141585408  احمد یونس پور تماس حاصل نمایند . ایمیل جهت مکاتبه :h_maleki1350@yahoo.com

تابلوی بافته شده توسط احمد یونس پور با عکس مسی

ورزشي - picture 226

ورزشي - picture 215

ورزشي - picture 223

ورزشي - picture 215



تاريخ : شنبه 17 دی 1390 | 18:18 | نویسنده : arjagh | ارسال نظر(0)
صفحه قبل1...19202122صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران